Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Posts Tagged ‘همجنسگرایی’

11334

یک اصل نانوشته درباره برخی مردم ایران وجود دارد که در آن، خودشان را متخصص و متبحر در هر رشته‌ای دانسته و روده‌درازی در هر زمینه‌ای را حق مسلم خود می‌دانند. به گمان این گروه، خودشان نسبت به پزشکان، مهندسان عمران و … تخصص بیش‌تری در آن رشته‌ها دارند.

حتماً، بارها برای‌تان پیش آمده که جمله معروف این عده را شنیده باشید که می‌گویند پزشکان درباره این بیماری چیزی سرشان نمی‌شود و مثلاً فلان شکسته‌بند یا ننه‌بزرگ فلانی متخصص این کار است و یا اظهارنظرهای پرطمطراق‌شان را خلاف نظر مهندسان درباره وضعیت قرارگیری ستون‌ها، اندازه ستون‌ها و … شنیده‌اید که نظر خود را ارجح بر نظر مهندسان می‌دانند.

هر چند بر طبق اصل بالا، این عده نظر خود را درست‌تر از نظر متخصص‌ها می‌دانند ولی در واقعیت و عمل، برای رسیدن به نتیجه دل‌خواه حتی چند هزارم درصدی نمی‌توان به گفته‌های‌شان اعتماد کرده و بر طبق نظر آن‌ها پیش رفت. همان‌طور که نظر یک کارگر ساده درباره نقشه‌های یک ساختمان چند ده طبقه و یا یک پل چند ده متری به سادگی رد می‌شود و یا نظر یک شکسته‌بند درباره پیچیده‌ترین عمل‌های جراحی قلب که برخلاف نظر متخصصان این رشته باشد، بی‌درنگ فراموش می‌شود، چه طور ممکن است که عده‌ای بدون هر نوع تخصصی در حالی که بیش‌تر اطلاعات پزشکی و روان‌شناسی‌شان از کتاب زیست‌شناسی دوره دبیرستان و یا ویکی‌پدیاست، این قدر راحت درباره هم‌جنس‌گرایی اظهار نظر کرده و آن را یک بیماری بنامند؟

با اطمینان زیاد می‌توان گفت که بیش‌تر افراد در بالا گفته‌شده که به لطف ظرفیت بالای این روزهای دانشگاه‌ها حتی تحصیلات تکمیلی دانشگاهی را پشت سر گذرانده‌اند، هیچ سررشته‌ای درباره روان‌شناسی جنسی نداشته و بیش‌تر نظرها و عقایدشان برگرفته از تابوهای شکل‌گرفته از دوران نوجوانی و یا تابوهای دینی‌شان است. حتی اگر هم‌جنس‌گرایی یک نوع اختلال باشد (که نیست) باز هم چرا این عده، هیچ حقی را برای افراد هم‌جنس‌گرا قائل نبوده و می‌خواهند به مانند هیتلر هر آن چه که به نظرشان طبیعی به نظر نمی‌رسد را به بهانه‌های مختلف از بین ببرند.

مطلبی که توصیه می‌شود در این رابطه، خوانده شود:

دگماتیسم و هم‌جنس‌خواهی

 

Advertisements

Read Full Post »

307471_143556845804999_524696813_n

تصویری که در فیس‌بوک برای تمسخر «امیرحسین» ساخته شده است.

آلفرد کینزی، زیست‌شناس امریکایی می‌گوید که مغز انسان سعی می‌کند همه پدیده‌ها را به دو گروه تقسیم کند. در یک جامعه مردسالار مانند ایران نیز همه پدیده‌ها تقسیم شده و دارای یک مرز کاملا مشخصی می‌باشند. در این نوع جوامع، پدیده‌ها یا سفید بوده و یا سیاه و هیچ چیز نمی‌تواند در حدواسط تقسیم‌بندی‌ها باشد. این نوع تقسیم‌بندی، به خصوص در مواردی که درباره مسائل بین مردها و زن‌ها باشد کاملا ملموس بوده و مردها که در این جوامع بسیار قدرت‌مندتر می‌باشند، در این باره بسیار سخت‌گیر و حساس می‌باشند.

در جامعه ایران و در روابط و پدیده‌های بین مردها و زن‌ها دو گروه وجود دارد؛ گروه اول، حس‌ها و پدیده‌های مردانه مانند غیرت، صدای کلفت، زور زیاد، خشم، زورگویی، نوع آلت تناسلی و حتی فاعل بودن در رفتار جنسی که متعالی‌ترین و والاترین می‌باشند و گروه دوم، حس‌ها و پدیده‌های زنانه مانند با احساسات بودن، لطافت، عادات ماهیانه و مفعول بودن در رابطه جنسی که خجالت‌آور و نشانه ضعف به شمار می‌روند. به طور کلی در جوامع مردسالار، زن و هر چیزی که در رابطه با آن است، پست‌تر از مردانگی و ویژگی‌های مردانه است.

با تقسیم‌بندی به سبک بالا، مردها خود را والاتر از زنان دانسته و هر چه‌قدر هم حس‌های مردانه بیش‌تر و قوی‌تری داشته باشند، مردتر شده و قابل احترام می‌شوند. برای نمونه، مردانی که زن‌هایشان از آن‌ها می‌ترسند به مراتب مردتر از آن دسته‌ای می‌باشند که زن‌هایشان را دوست داشته و مانند دوست با هم‌دیگر رفتار می‌کنند. به خاطر همین ویژگی‌های منزه از هر پلیدی، مردها درباره هم‌گروهی‌های خود بسیار حساس بوده و دائماً هم‌گروهی‌های خود را بررسی می‌کنند تا کسانی که ویژگی‌های مردانه نداشته باشند، در گروه خودی نباشد.

«امیرحسین» یکی از شرکت کنندگان «آکادمی موسیقی گوگوش» دقیقاً به علت همین نوع تقسیم‌بندی، قربانی شده و تحقیر می‌شود. بر طبق تقسیم‌بندی مردانه و زنانه، مردها باید چند ویژگی ظاهری داشته باشد و چون امیرحسین متفاوت با بقیه مردها بوده و چند ویژگی مشترک در نوع پیراش و آرایش صورت خود با زنان دارد و البته به خاطر پست بودن ویژگی‌های زنانه، وی مقامی کم‌تر از سایر مردها داشته و از جمع آن‌ها کنار گذاشته می‌شود. حال اگر در این رابطه زنی، مردانه عمل می‌کرد، مورد تشویق قرار گرفته و تحسین می‌شد. چنان‌چه اگر زنی کامیون براند، تحسین و مردی که در کار خانه کمک حال همسر خود باشد، مسخره می‌شود.

از طرفی، عده‌ای فرض کرده‌اند امیرحسین «هم‌جنس‌گرا» بوده و آن‌هم در صورتی که نه وی جایی این مطلب را عنوان کرده و نه می‌شود از نوع لباس‌های وی هم‌چنین موردی را برداشت کرد ولی با همه این‌ها، چون هم‌جنس‌گرایی عملی نکوهیده و از پیش محکوم شده‌ای است، با فرض هم‌جنس‌گرا بودن وی باید زیر شدیدترین فحش‌ها و توهین‌ها باشد.

مطلبی که توصیه می‌شود در این رابطه، خوانده شود:

آکادمی موسیقی گوگوش، توهین به امیرحسین و فرصت بازشناسی خود

دگماتیسم و هم‌جنس‌خواهی

Read Full Post »

Homosexuality

یکی از مهم‌ترین سنگ محک‌های موجود برای ارزیابی جامعه متمدن با جامعه سنتی و عقب‌مانده، مقدار انعطاف آن جامعه برابر تغییرات به خصوص آن دسته از تغییراتی است که ریشه در باورهای قدیمی و سنتی آن دارد. جامعه‌ای که بتواند با شتاب تغییر و تحولات خود را وفق دهد و حتی خود نیز پیش‌زمینه‌ها و ابزارهای لازم برای تغییرات را فراهم سازد، جامعه‌ای پر از اندیشه‌های نو،  ابتکار و نوآوری خواهد بود. در مقابل این نوع جامعه‌ها، جوامعی که به همه باورهای خود -بدون توجه به درست و یا نادرست بودن باورها- سخت‌گیر بوده و میل به تغییر نداشته باشند و تصور کنند هر آن‌چه در آن‌جا رایج است، صحیح می‌باشد، جامعه‌ای سنتی خواهد بود که در آن تفکر و اندیشه‌ای نو زاده نخواهد شد.

یکی از ویزگی‌های جوامع سنتی، رواج «خشک اندیشی» یا «دگماتیسم» است که به واسطه این نوع نگرش به باورها، امکان اصلاح آن‌ها در کوتاه‌مدت تقریبا صفر بوده و حتی در بلندمدت نیز ممکن است تغییری در آن حاصل نشود. مردمان این نوع جوامع همیشه داشته‌های خود را بهترین و باورهای خود را به واسطه تصور بهترین بودن، تغییر ناپذیر می‌دانند، چون معتقدند ارزش‌ها و باورهای آن‌ها چون در کمال خود است، نیازی به نگرشی دوباره، شک و تردید ندارد. اصولاً یکی از نشانه‌های دگماتیسم، باور بی هر شک و تردیدی به مواردی است که آن را حقیت شمرده‌اند و به واسطه آن، نوشته‌های تاریخی مستدل، دلایل و استدلال‌های علمی مخالف و هر آن‌چه که در رابطه با عقل و منطق باشد، نمی‌تواند تغییری در نگرش‌ها و باورها در آن جامعه ایجاد کند.

در جامعه ایران یکی از همین اندیشه‌ها و باورهایی که آمیخته با تعصب و پافشاری فراوان است، بحث‌های مربوط به «هم‌جنس‌گرایی» یا «هم‌جنس‌خواهی» است. ناشایست بودن هم‌جنس‌گرایی در جامعه ایران هم ریشه در مذهب و هم ریشه در تاریخ دارد و به واسطه این دو، امری بسیار نکوهیده در نظر بیش‌تر مردم می‌باشد. با این‌که قوانین بسیار سختی در رابطه با برخورد با این عمل در ایران وجود دارد ولی با این حال، بین مردم عادی نیز این عمل جز شنیع‌ترین و زشت‌ترین رفتارها شناخته می‌شود. این تابو در ایران به اندازه‌ای است که کم‌تر کسی می‌تواند به راحتی اظهار کند که هم‌جنس‌گرا است.

برای مخالفین هم‌جنس‌خواهی هیچ یک از دلایل علمی، پزشکی و روان‌شناسی نمی‌تواند توجیهی برای عادی بودن این عمل باشد و آن‌ها در هر حال معتقدند که هم‌جنس‌خواهی یکی از انحرافات جنسی است که باید با انواع روش‌ها با آن مقابله و برخورد کرد. شاید بتوان برای آن دسته‌ای که این عمل را نکوهیده و آن را یک انحراف در بیان و خواست جنسی می‌دانند، توضیح داد که هم‌جنس‌گرایی دیگر به عنوان یک بیماری، طبقه‌بندی نمی‌شود و این میل یک نوع انحراف جنسی نیست. این‌که هم‌جنس‌خواهی را «هم‌جنس بازی» نامیده و آن را انحراف جنسی مانند «شاهدبازی» دانست، درست نیست.

می‌توان بین هم‌جنس‌خواهی و هم‌جنس بازی تفاوت قائل شده تا به این وسیله، شنیع بودن هم‌جنس بازی باعث نکوهیده بودن عمل هم‌جنس‌گرایی نشود. هم‌جنس‌گرایی یک میل و خواست درونی است که به هیچ عنوان در اختیار فرد نمی‌باشد و مانند افراد دگرجنس‌گرا باید بتواند خود را ارضا کرده و حقوق خود را داشته باشد. این فرد از لحاظ عاطفی، هورمونی و فیزیولوژیک به هم‌جنس خود میل داشته و مایل به ازدواج با هم‌جنس خود نیز است. این افراد در بیش‌تر مواقع مایل می‌باشند، به مدت طولانی با هم‌جنس خود رابطه جنسی داشته، ازدواج کرده و زندگی شبیه به خانواده‌های معمولی که از یک مرد و یک زن تشکیل شده است، داشته باشند. در مقابل هم‌جنس‌گرایی، هم‌جنس‌بازی شکلی از یک انحراف جنسی است که در آن فردی با دوستان، هم‌جنسان خود و حتی بچه‌های کوچک‌تر از خود مکرراً به قصد تفریح، لذت بردن و هوس، رفتارهای جنسی را انجام می‌دهند. این نوع رفتارهای جنسی نیز در اغلب موارد فراتر از لمس کردن و عورت‌نمایی نبوده و برخی زمان‌ها، هم‌راه با آزار و اذیت جنسی نیز است.

Read Full Post »