Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘محیط زیست’ Category

با صدای مرحوم آغاسی بخون: لب کارون … چه خاک بارون

این نمایش پرده‌ای نیاز به جاوااسکریپت دارد.

منبع: فیس‌بوک

مطلبی که توصیه می‌شود در این رابطه، خوانده شود:

آیا فاجعه‌ای مانند مه‌دود بزرگ لندن، در تهران تکرار خواهد شد؟

پانورامای تهران از فراز برج میلاد به مناسبت شروع هفته هوای پاک

Read Full Post »

مشکل، از آن جایی شروع می‌شود که انسان گمان می‌کند اشرف مخلوقات بوده و همه چیز در این دنیا برای وی آفریده شده. انسان وقتی خود را صاحب چیزی بداند، هر گونه رفتاری با دارایی‌هاش را می‌تواند انجام دهد. روز به روز قلمرو و جمعیت خویش را گسترش داده و به بهانه سود و مراقبت از قلمرو، حیوان‌ها را به دو دسته مضر و مفید تقسیم‌بندی کرده و حیوان‌های مفید را اسیر کرده و حیوان‌های مضر را می‌کشد. نمونه این کشتن‌ها را می‌توانیم در کشتار حیوان‌های مختلف و کاهش جمعیت‌شان در قرن‌های اخیر بیابیم که تا به امروز نیز ادامه داشته و حتی این کشتارها در ملاعام و داخل شهرها نیز انجام می‌گیرد. سال‌هاست که به بهانه‌های مختلف سگ‌ها در شهرهای مختلف ایران توسط شهرداری‌ها با غیرانسانی‌ترین روش‌ها کشته می‌شوند.

oscar

اسکار، سگی که توسط شهرداری تبریز توسط گلوله‌های ساچمه‌ای زخمی شده و پس از چند روز به علت شدت زخم‌ها کشته شد.

انسان برای خود این حق را محفوظ می‌داند که برای گسترش زمین‌های کشاورزی، جنگل‌ها را نابود کند. برای بهره‌برداری و سود بیش‌تر حیوان‌ها را اسیر (رام) کرده و به کار گیرد. برای تضمین سلامتی، روی همه حیوان‌های شبیه به خود وحشت‌ناک‌ترین آزمایش‌های پزشکی را انجام داده و برای ارضای میل خون‌ریزی خود، شکار کند. وقتی همه این احتیاجاتش برطرف شد، تازه باید اوقات فراغتش نیز پر شود و برای آن چه چیزی ارزان‌تر، جالب‌تر و هیجان‌انگیزتر از تماشای حیوانات در بند می‌تواند باشد. هم ساعت‌های بی‌کاری پر می‌شود و از طرفی، بر حس ضعیف بودنش در برابر حیوان‌های درنده که ریشه صدهزار ساله دارد، سرپوش می‌گذارد. انسان برای صدهاهزار سال از حیوان‌های قوی و درنده می‌ترسید و امروز می‌تواند به راحتی آن‌ها را در بند کرده و چه چیزی هیجان‌انگیزتر از دیدن دشمنان در غُل و زنجیر!

در ایران علاوه بر این که همه این گزاره‌ها را باید پذیرفت، به واسطه چند عامل دیگر وضع و حقوق حیوان‌ها به مراتب وحشت‌ناک‌تر است. در ایران برخی مردم به خاطر باورهای مذهبی‌شان، برای سگ‌ها چندان حقی را قائل نیستند. از طرفی، براساس برخی باورهای سنتی و محلی، نبود قوانین یا اجرای درست قوانین، کمبود آموزش درباره اهمیت و حقوق جان‌داران به خصوص حیوان‌ها و هم‌چنین مشکلات مالی، بسیاری از گونه‌ها از جمله کفتار، گرگ، خرس، روباه، گوزن و … قربانی می‌شوند. یکی از بدترین عادت‌هایی که باعث افزایش این بدرفتاری‌ها می‌شود، تشبیه کردن صفت‌های بد و پلید انسانی به یک حیوان است که ریشه در مذهب و باورهای سنتی و محلی دارد. این در حالی است که هیچ یک از این صفت‌های پلید، نمود عینی در حیوان‌ها نداشته و فقط در انسان‌ها وجود دارد.

در ایران روزی نیست که شاهد اخباری مبنی بر بدرفتاری یا کشتار وقیحانه حیوان‌ها نباشیم؛ بدرفتاری و کشتار خرس‌های سمیرم، کشتار ماهانه پلنگ و یوزپلنگ، کشتار چندین قلاده روباه در اصفهان، کشته‌شدن پرندگان بر اثر سرما در باغ پرندگان شیراز و مورد آخر نگه‌داری خرسی با بدترین شرایط در پارک‌وحش شهر بابلسر همگی نمونه‌هایی از بدرفتاری‌های ایرانی‌ها با حیوان‌هاست. جالب توجه این است که بخش بزرگی از این بدرفتاری‌ها توسط عوامل دولتی صورت می‌گیرد و در باقی موارد نیز به علت عدم برخورد صحیح با قانون‌شکن‌ها، کشتارها و سلاخی‌ها ادامه می‌یابد.

fox

روباه‌های کشته شده در اصفهان

در آخرین مورد از سلسله حیوان‌آزاری‌ها که البته آخرین و تنها مورد نیست، عکسی از خرسی در باغ‌وحش شهر بابلسر در فیس‌بوک دیدم که دل هر بیننده منصفی را به درد می‌آورد که چه طور موجود زنده‌ای در چنین شرایط بدی نگه‌داری شده و توسط زنجیری به طول چند متر بسته شده است. با دیدن این نوع عکس‌ها این پرسش به ذهنم خطور می‌کند که در مکان‌های دولتی یا وابسته به دولت چرا حیوان‌آزاری به این اندازه علنی می‌تواند صورت بگیرد؟ وقتی در این نوع مکان‌ها حقوق حیوان‌ها نادیده گرفته می‌شود چه طور می‌توان انتظار داشت که وضعیت عمومی حیوان‌ها در ایران به‌تر شده و برخی مردم عادی و شکارچی‌ها، مهربانی بیش‌تری در رابطه با این جان‌داران انجام دهند؟ بدرفتاری با حیوان‌ها آن هم در چنین مراکزی نشان می‌دهد که وضعیت آن‌ها در ایران به چه اندازه بد بوده و دلیلی بر ادامه‌دار بودن بدرفتاری‌ها با این جانوران است. بی‌گمان وضع سایر باغ‌وحش‌های ایران نیز به‌تر از باغ‌وحش بابلسر نبوده و کسانی که باغ‌وحش‌های شهرهای مختلف را از نزدیک دیده‌اند می‌توانند شهادت دهند که اوضاع همه حیوان‌های دربند یکسان بوده و همگی در بدترین شرایط نگه‌داری می‌شوند.

babolsar 01

خرس نگه‌داری شده در باغ‌وحش شهر بابلسر

در نهایت این که، امیدوارم جلوگیری از قربانی کردن گوسفندی توسط خانم ابتکار فقط یک ژست در برابر دوربین‌ها نبوده و بنا بر وظیفه شغلی و انسانی‌شان در برابر بدرفتاری‌ها با حیوان‌های مختلف در باغ‌وحش‌های ایران قاطعانه‌ترین تصمیم قانونی را بگیرند.

خواندن نوشته‌های زیر نیز توصیه می‌شود:

آیا فاجعه‌ای مانند مه‌دود بزرگ لندن، در تهران تکرار خواهد شد؟

مادر ما کجاست؟

Read Full Post »

goldfish

نخست باید بگویم که موضوع خریدن و نگه‌داری ماهی قرمز برای من مهم است و خواندن ادامه مطلب برای آن دسته از افراد که همیشه باور دارند موضوع‌های بسیار مهم‌تری برای نوشتن وجود داشته و تکیه کلام‌شان «همه مشکلات ممکلت درست شد و فقط ماند نجات جان ماهی قرمز؟» است، توصیه نمی‎شود.

من خود موافق با نگه‌داری حیوانات خانگی متداول به آن گونه‌ای که آزادی و رفاه‌شان از بین نرود، می‌باشم و به همین خاطر نقد بسیاری برای نگه‌داری برخی گونه‌های جانوری و یا روش‌های نگه‌داری از آن‌ها دارم. برای مثال باید بگویم که برخلاف ادعای برخی، نگه‌داری از پرندگان و برخی جوندگان در قفس را حیوان‌دوستی ندانسته و آن را مصداق بارز حیوان‌آزاری می‌دانم که در آن پرنده و حیوانی به اجبار در قفس نگه داشته شده و یا عادت به این کار داده می‌شوند. این که حیوان‌هایی را که در طبیعت می‌توانند آزادانه زندگی کنند، اسیر کرده و به بهانه حیوان‌دوستی و یا طبیعت‌دوستی در فضای بسیار کوچک‌تر از محیط طبیعی و دل‌خواه‌شان محدود کنیم، نشانه علاقه‌مندی به حیوانات نبوده؛ چون رفاه و یکی از اصلی‌ترین نیازهای‌شان یعنی آزادی را نادیده گرفته و در این حالت، بیش‌تر نام زندان‌بان مناسب این شخص است تا حیوان‌دوستی و طبیعت‌دوستی.

پاسخ این پرسش که نگه‌داری از ماهی قرمز پسندیده است یا نه در دو مورد خلاصه می‌شود:

۱- اطمینان از مناسب و انسانی بودن روش‌های تولید، نگه‌داری و انتقال ماهی در دوره پرورش پیش از خرید.

۲- آماده بودن خریدار برای نگه‌داری از ماهی و رعایت رفاه آن پس از خرید.

یکی از اصلی‌ترین موضوع‌هایی که باید در بحث حقوق حیوان‌ها مورد توجه قرار گیرد این است که در مرحله تولید و پرورش پیش از آن که حیوان خریده شود، شرایط نگه‌داری آن چه گونه بوده است؟ متاسفانه در ایران اغلب هیچ نظارتی در مورد تولید و پرورش حیوانات خانگی صورت نمی‌گیرد و این نظارت در مورد ماهی قرمز و یا جوجه‌های رنگی که ارزان‌تر بوده و هم‌چنین بر اساس باوری نادرست عمر کم‌تری برای آن‌ها تصور می‌شود و حیوانات خانگی موقت به شمار می‌روند، نزدیک به هیچ است. در بیش‌تر مواقع، ماهی‌های قرمز در حوضچه‌های کوچک با تراکم بسیار بالا و با کم‌ترین مقدار غذا که فقط آن‌ها را زنده نگه می‌دارد، پرورش داده می‌شوند و در طی مرحله تولد تا فروش، بسیاری از آن‌ها به خاطر همین موردها و کم‌توجهی‌ها، از بین می‌روند. با این حال، تا جایی هم که ظرفیت بازار برای فروش این نوع حیوانات بالا است، این روند ادامه داشته و در این چرخه بدون آن که احساس شود، هزاران ماهی از بین خواهند رفت.

برای خرید حیوان خانگی باید خریدار شرایط نگه‌داری از آن را داشته باشد؛ وقتی این حیوان خانگی سگ و گربه باشد، تامل بیش‌تری در این باره صورت می‌گیرد ولی متاسفانه در مورد ماهی قرمز این فکر صورت نمی‌گیرد؛ چون ماهی قرمز بسیار ارزان قیمت بوده و با از بین رفتنش، ضرر مالی پیش نمی‌آید و هم توقع زندگی طولانی برای آن تصور نمی‌شود. کاربرد ماهی قرمز تا ۱۳ به در بوده و اگر پیش از این تاریخ بمیرد، افسوس کوچکی به وجود می‌آورد ولی پس از آن و در صورت زنده ماندن کاربردش را از دست داده و در برخی موارد به موجودی اضافی تبدیل می‌شود.

باید بپذیریم با این که ماهی قرمز ارزان است ولی به اندازه دیگر جان‌داران و حیوانات حق حیات داشته و وقتی خریداری می‌شود ما باید متعهد شویم که حداقل شرایط برای زنده ماندن و رفاهش را فراهم کنیم و این شرط لازم برای خریداری ماهی قرمز بوده که جز زبان‌بسته‌ترین حیوان‌های خانگی است. ظرف نگه‌داری، کیفیت آب، تامین غذا، دمای مناسب، نور، میزان هوادهی و توجه به بیماری‌های آن جز تعهدهای خریداران این جان‌دار می‌باشد.

در آخر این که، ریشه تاریخی وجود داشتن و نداشتن ماهی قرمز در هفت‌سین برای من مهم نبوده و شرط اصلی برای خرید آن را تامین رفاهش از روز اول تولد تا آخرین روز طول عمر طبیعیش دانسته و توصیه می‌کنم پیش از خرید ماهی قرمز، با خود بیاندیشیم که آیا ما توانایی نگه‌داری از یک موجود زنده را داریم و درباره‌اش احساس مسئولیت می‌کنیم؟ هم‌چنین به‌تر است که پیش از خرید آن در مورد چه گونگی نگه‌داری از ماهی قرمز دانش لازم را به دست بیاوریم.

مطلبی که توصیه می‌شود در این رابطه، خوانده شود:

مادر ما کجاست؟

بچه‌بازها چه شکلی می‌باشند؟ قسمت اول

Read Full Post »

tehran_polution

بر اساس آمارهایی آن‌هم نه از نوع احمدی‌نژادی، ایران جز آلوده‌ترین کشورهای جهان به شمار رفته و به همین علت، سالانه نزدیک به ۸ میلیارد دلار ضرر می‌بیند. هر چند آلوده شدن طبیعت در ایران محدود به هوا نیست ولی این نوع آلودگی، نسبت به دیگر آلودگی‌های محیط زیست، محسوس‌تر و مهم‌تر است. علت مهم‌تر بودن آلودگی هوا، هم به جنبه تاثیر مستقیم و سریع بر سلامت انسان‌ها و هم‌چنین، اثر بر منطقه وسیع در کوتاه‌مدت برمی‌گردد. اثرات آلودگی هوا بر سلامتی انسان‌ها به اندازه‌ای است که با کوچک‌ترین تغییرات جوی و انباشته شدن آلودگی‌ها در منطقه‌ای، میزان این آلودگی از حد مجاز گذشته و باعث مرگ و میر فراوان در انسان‌ها و سایر گونه‌های جانوری می‌شود.

با همه این‌ها، متاسفانه سال‌هاست که هیچ واکنشی برای بهبود شرایط زیست‌محیطی و جلوگیری از تولید روزافزون آلودگی‌های هوایی صورت نگرفته و سال به سال، مقدار آلودگی‌ها در شهرهای صنعتی و دیگر شهرهای ایران بیش‌تر می‌شود. این آلودگی‌ها به اندازه‌ای بوده که تنها در سال گذشته، ۴۴۶۰ نفر در شهر تهران جان باخته‌اند. بیم آن می‌رود که در آینده نزدیک با ادامه این روند در فصل سرما و طولانی‌تر شدن پایداری هوا، غلظت آلودگی‌ها به اندازه‌ای بیش‌تر شود که فاجعه‌ای زیست‌محیطی مانند مه‌دود سال  ۱۹۵۲ لندن صورت گرفته و جان بسیاری از ساکنین شهرهای ایران به خاطر بیفتد.

در  ۵ دسامبر  ۱۹۵۲، لندن تحت تاثیر مه‌دود بزرگی ناشی از افزایش غلظت آلاینده‌های هوا بود. به علت سرد شدن و پایداری هوا، آلاینده‌های ناشی از سوزاندن زغال سنگ کم‌کیفیت بر روی شهر لندن جمع شده و باعث تشکیل مه‌دود بزرگ شد. این روی‌داد از پنجم تا نهم دسامبر طول کشیده و پس از آن، به علت تغییرات آب و هوایی از بین رفت. در طول این چند روز، غلظت آلودگی به اندازه‌ای بود که باعث کاهش دید شده و به علت غلظتش، توانست به داخل فضاهای بسته نیز نفوذ کند. بر اساس آمارهای دولتی، ۴ هزار نفر فوت و بیش از ۱۰۰ هزار نفر به مشکلات تنفسی و قلبی دچار شدند. با این حال، مطالعات اخیر نشان داده است که آمار مرگ و میر بر اثر این روی‌داد، بیش از ۱۲ هزار نفر بود. این آلودگی، به عنوان شدیدترین آلودگی هوا در تاریخ کشور انگلستان شناخته شده و تاثیرات آن بر محیط‌زیست و سلامت باعث تدوین و تغییر برخی قوانین در زمینه زیست‌محیطی و آلودگی هوا به خصوص تدوین قانون هوای پاک  ۱۹۵۶ شد. از عوامل اصلی این آلودگی، استفاده از زغال سنگ به عنوان منبع سوختی در خانه‌ها و هم‌چنین فعالیت نیروگاه‌هایی با سوخت زغال سنگ بود. علاوه بر این موارد، آلاینده‌های تولید شده از خودروها به خصوص اتوبوس‌های دیزلی از عوامل تشدید آلودگی هوای لندن بودند.

در نهایت این‌که طبیعت تنها متعلق به گونه انسان‌ها نبوده و حفظ محیط زیست فقط به خاطر در خطر نبودن جان انسان‌ها، شکلی از خودخواهی است. هم‌چنین روی‌دادهایی مانند وارونگی هوا، می‌تواند باعث شود که انسان‌ها متوجه شوند که طبیعت، زباله‌دانی آن‌ها نبوده و ظرفیت زمین برای خنثی‌سازی آلاینده‌ها بسیار محدودتر از حد تصور است.

مطلبی که توصیه می‌شود در این رابطه، خوانده شود:

پانورامای تهران از فراز برج میلاد به مناسبت شروع هفته هوای پاک

زمین‌لرزه بوشهر و یک نگرانی مهم

Read Full Post »

fox

منبع عکس: فیس‌بوک

Read Full Post »

Constructing_of_Bushehr_Nuclear_Power_Plant

تصویر قدیمی از ساختمان نیمه‌کاره نیروگاه اتمی بوشهر

امروز زمین‌لرزه‌ای با شدت ۶/۳ ریشتر شهر بوشهر و اطراف آن را لرزاند. در نگاه نخست به نظر می‌رسد که شدت این زمین‌لرزه آن‌قدر نبوده که فاجعه‌ای مانند زمین‌لرزه بم و یا آذربایجان شرقی را به بار آورد ولی این نگرانی زمانی بیش‌تر می‌شود که بدانیم مرکز این زمین‌لرزه در ۸۹ کیلومتری جنوب غربی بوشهر و در نزدیکی‌های نیروگاه اتمی این شهر بوده است. بسیاری بیم دارند که سرنوشت نیروگاه اتمی بوشهر، مشابه با سرنوشت نیروگاه چرنوبیل باشد. مهم‌تر این‌که ایران تنها کشور دارنده نیروگاه اتمی است که کنوانسیون امنیت اتمی ۱۹۹۴ را امضا نکرده است.

مسئولان ایران همیشه از سطح بالای ایمنی این نیروگاه خبر داده‌اند ولی چندین عامل باعث نگرانی‌هایی در زمینه می‌شود. تاسیسات این نیروگاه در سال ۱۳۵۵ یعنی نزدیک به ۳۷ سال پیش ساخته شده است که از لحاظ زمانی چندان قدیمی نیست ولی جالب توجه این است که تا سال‌ها و پیش از ورود روس‌ها به این ماجرا، نیروگاه چندان مورد اهمیت قرار نمی‌گرفته و بازسازی‌ها و تعمیرات تخصصی عمده‌ای در آن صورت نمی‌گرفت. این‌که نیروگاهی که بر اساس دانش زمان خود و توسط کشوری دیگر ساخته شده و سال‌ها بعد توسط کشور دیگری تجهیز شود، می‌تواند نگران کننده باشد. جالب‌تر این‌که بر اساس گفته‌های غلام‌رضا آقازاده، ۲۴ درصد قطعات و تجهیزات مورد استفاده در نیروگاه بوشهر ساخت آلمان، ۳۶ درصد ساخت ایران و ۴۰ درصد ساخت روسیه می‌باشند.

یکی دیگر از نگرانی‌ها به مشکلات فنی برمی‌گردد که به همین علت در سال پیش مدتی فعالیت این نیروگاه به حالت تعلیق درآمده که در همان زمان امیر کویت، از ایران خواسته بود تا با هم‌کاری بیش‌تر با آژانس اتمی از خطرات احتمالی بکاهد. در سال ۲۰۱۰ و پس از ۶ ماه از شروع فعالیت این نیروگاه، به علت مشکل در سیستم‌های سردکننده فعالیت در آن نیروگاه متوقف شد.

یکی دیگر از مشکلات عمده، آماده نبودن ایران برای برخورد با حوادث ناخواسته اتمی است. حوادث اتمی در سال‌های پیش در کشورهای بسیار پیش‌رفته مانند ژاپن، امریکا و حتی اکراین (شوروی سابق) آسیب‌های فراوانی را ایجاد کرده بود. در ژاپن و بر اثر زمین‌لرزه‌ای ۹ ریشتری، نیروگاه هسته‌ای فوکوشیما آسیب دیده و تا شعاع ۲۰ کیلومتری شهرها و روستاها خالی از سکنه شده و فروش و خوردن روییدنی‌های منطقه نیز ممنوع شد. در امریکا نیز در سال ۱۹۷۹ پس از حادثه تری مایل آیلند، ۱۴۰۰۰۰ نفر از مردم منطقه خانه‌های خود را ترک کردند. در حادثه چرنوبیل نیز نزدیک به ۵ میلیون نفر آسیب دیده و بسیاری کشته شده و بسیاری به بیماری سرطان دچار شدند.

در نهایت، هر مشکلی که برای این نیروگاه پیش آید، باعث انتشار مواد رادیواکتیو در کم‌ترین فاصله زمانی در خلیج فارس و کشورهای نزدیک به آن خواهد شد. علاوه بر تاثیرات مستقیم بر انسان و زیست‌بوم منطقه، هر حادثه‌ای در این نیروگاه در تامین و سلامتی آب آشامیدنی و غذای انسان، کشتی‌رانی و صادارت نفت می‌تواند تاثیر گذاشته و خسارت‌های جبران ناپذیری بر سلامتی انسان‌ها و اقتصاد ایران و کشورهای هم‌سایه بگذارد.

مطلبی که توصیه می‌شود در این رابطه، خوانده شود:

تفاوت از زمین تا آسمان است!

هوا بس ناجوانمردانه سرد است … آی

Read Full Post »

ahmdi-moghaddam

یکی از دوستان درباره پیش‌بینی وضعیت هوا تعریف می‌کرد که خیلی از مردم در سال‌های پیش به خصوص در نقاط دوره افتاده روستایی امکان پیش‌بینی وضعیت هوای روزهای آینده را امری محال دانسته و باور داشتند تنها خداست که از وقوع باران، برف و باد اطلاع دارد و پیش‌بینی وضعیت جوی را دخالت در کارهای خدا به شمار می‌آوردند. کسی هم اگر سعی می‌کرد در این رابطه پیش‌بینی کند، از آن روستا یا شهر طرد می‌شد. شاید این باور پیشینیان قابل درک باشد زیرا که بسیاری از آن‌ها از روابط و قوانین حاکم بر بارندگی‌ها و اتفاقات جوی اطلاع نداشتند. بسیاری چون از علت و چرایی وقوع سیل و طوفان بی‌خبر بودند آن‌ها را نشانه‌ای از خشم خداوند دانسته و از آن بیم داشتند.

احمدی‌مقدم بعد از درگیری‌های شهر اصفهان به خاطر انتقال آب کشاورزی روستاییان اصفهانی به یزد، در مصاحبه‌ای گفته است که مردم به جای توقع از دولت برای تامین آب به مانند مردمان سال‌های پیش دعا کرده و از دولت و مقامات نظام طلب‌کار نباشند. این سخن وی که به قطع و یقین هم‌راه با نهایت تصدیق گفته شده است، به معنی شانه خالی کردن از مسئولیت‌ها و وظایف محوله و قبول نکردن مسئولیت کارهای اشتباه است.

احمدی‌مقدم در آن مصاحبه این را گفته است زیرا که هیچ شناختی نسبت به نظم حاکم بر بارندگی‌ها و شرایط جوی نداشته و شاید هم به برنامه‌ریزی باور ندارد. وقتی دانش بشری در بسیاری از زمینه‌ها به خصوص هواشناسی می‌تواند آینده را پیش‌بینی کند و به واسطه همین پیش‌بینی‌ها می‌توان برنامه‌ریزی کرد، چرا باید به دانش‌های این‌چنینی توجه نکرد؟ در زمینه کم‌آبی‌های مناطق مختلف ایران اولین متهم مسئولانی می‌باشند که بی‌توجه به مسائل اقلیمی برنامه‌ریزی کرده و طرح اجرا می‌کنند. برای نمونه، کارخانه‌هایی مانند ذوب‌آهن و فولاد مبارکه که نزدیک به یک‌چهارم آب زاینده‌رود را مصرف می‌کند به جای تاسیس در نزدیکی دریا در یکی از خشک‌ترین مناطق ایران ساخته شده‌اند. بی‌توجهی به پیش‌بینی‌های علمی نتیجه‌ای نیز جز این مشکلات ندارد. تشویق مردم به بچه‌دار شدن، آن هم در شرایطی که منابع و داشته‌های هر کشور محدود است یکی از اشتباهاتی از این دست است. هنوز ایران درگیر مشکلاتی است که به واسط افزایش ناگهانی جمعیت در دهه ۶۰ صورت گرفته است. بی‌کاری‌های عمده سال‌های اخیر معلول همان سیاست تشویق به بچه‌آوری اواخر دهه ۵۰ و ۶۰ است. مشکلاتی که در تامین آب مورد نظر بخش‌های مختلف در ایران وجود دارد نیز به خاطر افزایش جمعیت و افزایش احتیاج به آب در جامعه در بخش‌های آشامیدن، صنعتی و مهم‌تر از همه کشاورزی است. علاوه بر این، این گفته وی بخشی از اندیشه‌ها و باورهای عده‌ای را نشان می‌دهد که چگونه اعتقادی به دانش انسانی نداشته و یا دست‌کم نشان می‌دهد عده‌ای هستند که هنوز به باورهایی ایمان دارند که در آن قرار است همه چیز خارج از توان انسان و یا قوانین خارج از درک انسان است.

از طرفی، اظهارنظرهای شبیه به این نشان دهنده بُعدی از اندیشه‌ها و باورهای مسئولان است که در آن خودشان نیز معتقدند عاجز از انجام کارها و وظایف خود می‌باشند. احمدی‌مقدم در همین مصاحبه گفته است که در سال‌های آتی ایران با کم‌بود آب مواجه خواهد شده و مردم باید با این کم شدن آب در دست‌رس کنار آیند. وقتی بعد از همه کم‌بودها و نقصان‌ها مقامات عنوان می‌کنند که حل مشکلات خارج از توان آن‌ها است و رفع آن را به عوامل فراانسانی مربوط می‌دانند، یعنی در خود توان حل مشکلات را نمی‌بینند. با این حال، واضح است مشکلات کم‌بود آب نه به خاطر کم‌بود بارش بوده و مشکل اساسی در عدم برنامه‌ریزی صحیح است. وقتی ۶۰ تا ۹۰ درصد از آب مصرفی در بخش کشاورزی به هدر می‌رود، نمی‌توان ادعا کرد که بارش در ایران کم است. این هدر رفت‌ها که در بخش خانگی و صنعتی هم است، بیش‌تر به علت برنامه‌ریزی نداشتن و عدم توجه است. شانه خالی کردن از قبول مسئولیت نیز که یک پدیده واضح و شناخته شده در ایران بوده و برای فرار از کم‌کاری‌ها همیشه استفاده شده و می‌شود.

Read Full Post »

Older Posts »