Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘فضای مجازی’ Category

4kh912«گوه»، گاهی وقت‌ها خیلی شیرین‌تر از عسل طبیعی به نظر می‌آد! اشتباه نکنین من مگس نیستم ولی اگه خوش‌مزه و شیرین نیست ما آدما چرا دم به ساعت در حال گوه‌خوری هستیم؟ اگه درست حساب کنیم، می‌بینیم که خیلی از آدم‌ها بیش‌تر از سه وعده غذای معمول‌شون، گوه می‌خورن. حالا شما می‌تونین جمله اول من رو قبول نداشته باشین ولی تو زندگیم که من همه‌ش شاهد گوه‌خوری‌های آدما بودم.

وقتی به دنیا اومدم، مادرم یه بند با خودش می‌گفت: گوه خوردم تو رو زاییدم! بابام که شب‌ها به خاطر آوازخوونی من نمی‌تونست بخوابه هم همه‌ش همین رو تناول می‌کرد. حالا فکر کن، مریض هم شدم و نمی‌تونم بخوابم و اون شب، شبی بود که مهمونی گوه‌خوری برپا بود و دم به ساعت گوه می‌خوردیم.

بزرگ‌تر که شدم و می‌رفتم کوچه و با هم‌محلی‌هام بازی می‌کردم، مثل مراسم نذری، گوه در گوه می‌شد و می‌دیدی نصف آدمای محله‌مون دارن گوه می‌خورن. من، گوه می‌خوردم که چرا با بچه سرتق سکینه خانم بازی می‌کنم؛ سکینه خانم گوه می‌خورد که چرا اجازه داده بود بچه‌اش با من سرتق بازی کنه و همه‌ش مجبوره دو تا بچه نفهم در حال دعوا و گوه‌خوروندن رو جدا کنه؛ آقا بلال داشت گوه می‌خورد که چرا خونه‌شون رو تو محله‌ی ما خریده و سر و صدای بچه‌های پررو، نمی‌ذاره عملیات فتح‌المهبل عاشقانه‌اش با زنش، زینب خانم در کمال رُمنس انجام بشه و منیر خانم هم که بعد یه گوه‌خوری مفصل به خاطر اجاره نرفتن خونه‌هاش واسه شلوغی محله، دعامون هم می‌کرد. البته از اون دعاهای ناجور و ناف به پایین هر چند که ابزار این فحش‌ها در دسترسش نبود. چه می‌دونی شاید در اون روزها منیر خانم دیلدو داشته و اصلاً شاید ما ایرانیا، مخترع دیلدو (مچاچنگ) بودیم.

یکم که بزرگ‌تر شدم، مهمون‌نوازی‌های خانواده‌ام بدجوری من رو جذب خودش می‌کرد. مثلاً دور هم جمع می‌شدن و همه‌اش چند نفر رو در گوه خوردن شریک می‌کردن؛ هم‌سفره‌ای‌های این مراسم هم خمینی، خامنه‌ای، منتظری و رفسنجانی و بقیه آخوندا بودن. این مراسم اون قدر جدی برگزار می‌شد که تا مدت‌ها من فکر می‌کردم، آخوندا هم یه حشره‌ای هستن مثل مگس که از گوه تغذیه می‌کنن ولی بعداً فهمیدم آخوندها بیش‌تر می‌رینن! البته خورد و خوراک‌شون بد نیست ولی می‌دونن که چی رو باید بخورن و به چی برینن.

از وقتی هم که دنیای مجازی، اختراع شده، حقیقتاً آمار گوه‌خوری‌ها یا گوه خوراندن‌ها بیش‌تــر شده. مثلآ، تا چیزی می‌گی و کامنتی می‌ذاری یه عده‌ای کاملاً خودجوش افاضه کلامی می‌کنند و شخص کامنت‌گذار را به حلاوت گوهی، دعوت می‌کنن. از اون‌جایی هم که ملت‌مون تاب شنیدن نظر مخالف رو دارن و امکان نداره در بحثی آمپر بچسبونن، آدم اصلاً با خودش زمزمه نمی‌کنه که گوه خوردم که کامنت یا مطلبی رو نوشتم. معذرت! چون این مطلب درباره گوه‌خوری هست، باید به دروغ می‌گفتم که ملت‌مون سر هر بحث کوچیکی، رنگ چهره‌شون رنگین‌کمانی می‌شه و وقتی قرمز شدن و ادب‌شون رو نشون دادن، آدم با خودش می‌گه گوه خوردم که اصلاً نظر دادم! من گوه‌خور چه به این گوه‌خوری‌ها!

نمی‌دونم از فرط علاقه و خاطراتم درباره گوه هست که دنیای مجازی رو پر گوه می‌بینم یا واقعاً فضای مجازی فارسی، یه مستراح عمومی پر از گوهه!

خواندن نوشته‌های زیر نیز توصیه می‌شود:

یک راه‌کار عملی برای اثبات لزوم رعایت حجاب برای خواهران بی‌حجاب

حساب‌رسی‌های هفتگی و رازی که برملا نشد

Advertisements

Read Full Post »

این نمایش پرده‌ای نیاز به جاوااسکریپت دارد.

نمی‌توان برای همیشه، زن را در حصار اندیشه‌های پوسیده نگه داشت و بالاخره روزی فرا خواهد رسید (شاید رسیده) که زنان این حصارهای پوسیده باقی‌مانده از صدها و شاید هزاران سال را در هم شکسته و لذت آزادی را بیش از بیش بچشند.
گاهی، یک ایده ساده می‌تواند آن‌قدر الهام‌بخش بوده که طوفانی به پا کرده و ساختارهای به ظاهر قوی ولی در باطن پوسیده را درهم بشکند. این ایده این‌بار از جانب «مسیح علی‌نژاد» مطرح شد و آن‌قدر زنان ایرانی تشنه آزادی‌های هر چند کوتاه و به قول خودشان یواشکی بودند که در این باره، صفحه فیس‌بوکی درست شد، چند ده تصویر از طرف خود زنان فرستاده شده و چندین هزار نفر آن را پسندیدند. صفحه «آزادی‌های یواشکی زنان در ایران» نتیجه سال‌ها ظلم علیه زنان بوده که مورد توجه قرار گرفتنش نشان داد که زنان به چه اندازه‌ای تشنه آزادی‌اند و در این سال‌ها چه‌ها که کشیده‌اند.
ساز و کار این صفحه این طور است که زنان داخل ایران، عکس بدون روسری و حجاب‌شان را به همراه دل‌نوشته‌های‌شان به این صفحه می‌فرستند. شاید به‌ترین توضیح درباره این صفحه را ادمین و فرستندگان تصاویر داده باشند، پس حتماً به این صفحه سر بزنید.

آزادی‌های یواشکی زنان در ایران

خواندن نوشته‌های زیر نیز توصیه می‌شود:

عکس روز؛ زنان شجاع می‌باشند

پرده بکارت زنان، مردسالاری و سنت‌ها

 

Read Full Post »

تصویر استفاده شده در خبرگزاری‌ها

تصویر استفاده شده در خبرگزاری‌ها

برخی از وب‌سایت‌های داخلی ایران به تازگی تصویری از یک زن محجبه منتشر کرده‌اند که در آن ادعا می‌شود زنی به نام عایشه و اهل عربستان، در جهاد جنسی در سوریه شرکت داشته است. در این خبر آمده است که وی در مدت اقامت در سوریه با سربازان کشورهای چچن، مغرب و کشورهای اسلامی دیگر رابطه جنسی داشته و هم‌اکنون نیز باردار است. این خبر در بسیاری از وب‌سایت‌های خبری داخل ایران مانند بولتن‌نیوز، شیعه‌نیوز و ملت‌آن‌لاین و هم‌چنین برخی وب‌سایت‌های عرب زبان نزدیک به بشار اسد نوشته شده است. با این حال جز این وب‌سایت‌ها، هیچ یک از خبرگزاری‌ها معتبر جهان خبری در این رابطه نداده‌اند.

با توجه به سابقه دروغ‌پراکنی‌های این نوع سایت‌ها درباره جهاد جنسی و هم‌چنین فتوای وهابی‌ها، یکی از دوستان در فرندفید با پی‌گیری عکس مورد نظر پی به این مورد برده که عکس مورد نظر، مربوط به یکی از بازی‌گران زن پورن معروف است. عکس مورد نظر نیز از مجموعه عکس‌های دو سال قبل این بازی‌گر از وب‌سایت xhamster که در زمینه صنعت پورن فعال می‌باشد، برداشته شده است. بنابراین این خبر که وی جز جهاد نکاح زنان عرب مسلمان در سوریه می‌باشد، دروغی بیش نبوده و ساخته ذهن نویسندگان خبرگزاری‌های وابسته به نظام حاکم در ایران است.

پ.ن: این که نام دورغین وی عایشه گذاشته شده و کشورش عربستان انتخاب شده، به اندازه مطرح کردن جهاد نکاح خود تامل‌برانگیز است!

این نمایش پرده‌ای نیاز به جاوااسکریپت دارد.

مطلبی که توصیه می‌شود در این رابطه، خوانده شود:

برده‌داری نوین یا بیگاری؛ خدمت نامقدس سربازی!

بچه‌بازها چه شکلی می‌باشند؟ قسمت اول

Read Full Post »

download

بر اساس یک رسم نانوشته، هر ابزار، وسیله‌ و یا حتی خوردنی که برای بار نخست وارد ایران شود، استفاده از آن یا حرام اعلام می‌شود و یا غیرقانونی. ریشه این نوع تفکر، مربوط به رواج خشک‌اندیشی در ایران است که از زمان‌های پیشین تا به این روز، هم‌چنان به همان شکل اولیه ادامه دارد. مثال‌هایی از این نوع برخوردها آن‌قدر متنوع می‌باشد که محدود در زمینه خاصی نبوده و حتی ممکن است در زمان حال، برخی از آن‌ها خنده‌دار و مضحک به نظر آید. حرام بودن استفاده از تلویزیون، اتوبوس، گوجه‌فرنگی و دوش در زمان‌های دور و ممنوع بودن استفاده از فکس، دستگاه ویدیو و حتی ماه‌واره در زمان حال، همگی مثال‌های مبرهنی برای تصدیق این گفته می‌باشند.

در این باره به تازگی و با فشارهای برخی از نمایندگان مجلس وب‌سایت و نرم‌افزار پیام‌رسان «وی‌چت» فیلتر شده و امکان استفاده از آن در حالت عادی امکان‌پذیر نیست. ولی از آن‌جایی که «از این ستون به آن ستون فرج است» باز می‌توان امیدوار بود که از این برنامه حتی پس از فیلتر شدن، استفاده کرد. برای این کار، فقط لازم است که از پیشکار (پروکسی) سایفون استفاده کرده و به هنگام شروع به کار آن، گزینه Tunnel Whole Device را فعال کرد. لازم به گفتن است که برای این‌کار نیاز به اندروید ۴ و بیش‌تر و یا روت‌شده است.

مطلبی که توصیه می‌شود در این رابطه، خوانده شود:

دگماتیسم و هم‌جنس‌خواهی

نیاز فضای مجازی فارسی زبان؛ وب‌سایت گمانه

Read Full Post »

111111

نخستین عاملی که من را به شک می‌اندازد که آیا فیلترشکن‌ها و وی‌پی‌ان‌ها در ایران از کار افتاده‌اند، افت غیرطبیعی آمار وبلاگ به خصوص بازدیدکننده‌های آن از موتورهای جست‌وجوگر و هم‌چنین کم‌تر شدن آمار دوستان برخط در فیس‌بوک است. این کاهش به قدری چشم‌گیر بوده که در روزهایی که فیلترشکن‌ها از کار افتاده‌اند، آمار ورودی از گوگل، یاهو و سایر موتورهای جست‌وجوگر یک‌دهم روزهای عادی بوده و محیط نسبی پویا در فیس‌بوک تبدیل به صحرایی لم‌یزرع می‌گردد. وبلاگ من آن‌هم با بازدیدکننده‌های بسیار محدود، شاید نمونه‌ای کوچک ولی قابل تامل باشد که چه‌قدر کاربران ایرانی متکی به انواع راه‌های دور زدن فیلتر بوده و هر گونه اختلالی در آن موجب سردرگمی، کم‌تر شدن مطالعه‌های مجازی و درنهایت اختلال در جریان آزاد اطلاعات باشد.

هر چند در برخی زمان‌ها از فعالیت‌های مجازی به علت عدم تاثیرگذاری بر جامعه و کمک به حرکت‌های مدنی ناامید می‌شوم ولی از کارافتادن فیلترشکن‌ها همان سوسوی روشنایی امیدبخش و دلیل بر اثرگذاری مطالب، بحث‌ها، جدال‌ها و روشن‌گری‌هایی است که گاه توهین‌آمیز، گاه ناامیدکننده و گاه بی‌اثر پنداشته می‌شود. به خاطر همین اثرگذاری فضای مجازی است که باید با هر ابزاری که می‌توان بر کم کردن سانسورها اصرار ورزیده و پی‌گیر برخی خواسته‌های مشروع بود.

علاوه بر تمامی روش‌ها به مانند پی‌گیری رسانه‌های داخلی، فشارهای خارجی برای رفع فیلتر و سانسور در ایران و هم‌چنین راه‌های نوین برای عبور از فیلتر که پیش‌تر انجام گرفته است، به تازگی صفحه‌ای در فیس‌بوک به نام «فراخوان اعتراض به اختلال اینترنت در ایران» ایجاد شده است. مدیران این صفحه فیس‌بوکی اهداف صفحه مذکور را پی‌گیری برای افزایش سرعت اینترنت در درون ایران و هم‌چنین رفع برخی محدودیت‌ها و سانسورها اعلام کرده‌اند. هر چند شاید در نخستین نگاه این نوع حرکت‌ها تکراری و بی‌اثر جلوه کند ولی به نظرم می‌رسد که اگر به صورت راستین به دنبال هدف‌های ذکر شده بوده، شاید در آینده نزدیک با تبدیل این صفحه و صفحه‌های مشابه به کانون متخصصین رسانه‌ای و رایانه‌ای گام‌هایی برای رفع بیش‌تر محدودیت‌ها برداشته و این صفحه به محلی برای نشان دادن اعتراضات به وضع حال تبدیل شود.

مطلبی که توصیه می‌شود در این رابطه، خوانده شود:

نیاز فضای مجازی فارسی زبان؛ وب‌سایت گمانه

فضای مجازی سانسورها را بی‌اثر کرده است

Read Full Post »

10giql5

کافی است که در تاکسی و یا اتوبوس نشسته و از جلوی بانکی گذشته که در سردر آن با خط درشتی نوشته شده باشد: آقا یا خانم فلانی با شماره شناس‌نامه ۱۱۱ برنده خوش‌بخت یک دستگاه خودرو شده است. نخستین واکنش، افسوس خوردن تمامی مسافرین بوده و گفتن این جمله معروف است که ما هرگز آن‌قدر خوش‌شانس نبوده‌ایم که برنده چنین جایزه‌ای شویم. پس از دیدن چنین صحنه‌ای بیش‌تر مردم غرق اندیشه‌ای شده که در آن تصور می‌کنند که اگر به راستی برنده خوش‌شانس قرعه‌کشی بانک می‌شدند، چه کارهایی که می‌توانستند بکنند. در این لحظه، حس شادی و ناراحتی هم‌زمان به سراغ آدمی می‌آید؛ غمگین از برنده نشدن و خوش‌حال از رویایی که بعد از تصور دروغین برنده شدن، دست داده است. درست به مانند ضرب‌المثل «وصف العیش، نصف العیش».

در این چند هفته اخیر، چندین ای‌میل و حتی اس‌ام‌اس داشتم که همگی از برنده شدن من در مسابقات و قرعه‌کشی‌های گوناگون خبر داده بودند که اگر پول‌های آن را جمع ببندم، چندین میلیون تومان برنده شده‌ام. در این زمان‌ها به منی که تا بدین روز فقط و فقط مبلغ ۱۰۰۰۰ تومان برنده شده‌ام، حس و پرسشی دست می‌دهد که چرا در یک دوره کوتاه آن‌قدر خوش‌شانس شده که میلیون‌ها تومان را برنده شده‌ام. اگر با انواع کلاه‌برداری‌های اینترنتی آشنا نباشیم، از شوق برنده شدن این مبالغ، حاضریم بی‌درنگ تمامی مواردی که در متن آمده است را کرده تا در کم‌ترین زمان آن مبالغ را تصاحب کنیم. در تمامی این کلاه‌برداری‌ها نیز در انتهای کار باید یک مبلغ کم را به عنوان هزینه ارسال جایزه، واریز کنیم.

به حس برنده شدن مبلغ بزرگی در یک قرعه‌کشی آن‌هم بدون هرگونه تلاشی، باید حریص بودن انسان‌ها و این‌که مایلند با کم‌ترین کار، بیش‌ترین بهره را ببرند، اضافه کرد. درست به همین خاطر است که اسپمرها و کلاه‌بردارهای اینترنتی با انواع شگردها می‌توانند چندین میلیون یا میلیارد تومان به جیب خود بزنند. در این باره، در وب‌سایت «ندای امروز» مطلبی با نام «شما برنده جایزه یورومیلیون موبایل نشده‌اید» را خواندم که این مطلب به نوعی می‌تواند جواب‌گوی چگونگی و نشان‌دهنده بخشی از کلاه‌برداری‌هایی باشد که به تازگی شکل گرفته و به علت چندین عامل می‌تواند یک راه برای از دست دادن چندین هزار و یا میلیون تومان شود. مهم‌تر از همه این‌ها، زمانی که ثابت شود پولی که برای ارسال مبلغ، واریز شده است نیز از دست رفته، حس احمق بودنی که بسیار درناک است، به سراغ آمده و تا مدت‌ها سبب رنجش خواهد شد.

Read Full Post »

amir hossein

در برخی سایت‌ها برای تمسخر، تصویر سمت راست را از تصویر اصلی (سمت چپ) ساخته‌اند.

یکی از اشکالات اساسی و بنیادین در دموکراسی، «دیکتاتوری اکثریت» است که منجر به رعایت نشدن حقوق اقلیت‌ها شده و به همین علت است که کشورهایی که در آن انقلاب سیاسی صورت گرفته است، الزاماً به دموکراسی نمی‌رسند. در این کشورها به گمان این‌که حق با اکثریت است، اکثریت غالب قدرت را به تدریج در اختیار گرفته و اقلیت را کنار می‌زند. در این کشورها به علت نقصان در درک مفهوم دموکراسی، دیکتاتوری اکثریت نه تنها در عرصه سیاسی و قانون بلکه در رفتارها و هنجارهای اجتماعی هم دیده می‌شود. مثال بارز دیکتاتوری اکثریت در ایران، حجاب اجباری زنان و یا عدم رعایت حقوق هم‌جنس‌گراها می‌باشد. این در حالی است که دموکراسی به معنی رعایت حقوق اقلیت‌ها و آزادی اندیشه، بیان و رفتار است. دموکراسی در یک مفهوم کلی اجازه اندیشیدن، اظهار عقاید، عمل به آن‌ها و حتی تبلیغ آزادانه عقاید مختلف را می‌دهد. اگر فرض کنیم به هر نحوی اجازه همه‌پرسی برای نوشتن دوباره قانون اساسی در شرایط فعلی اجتماعی ایران صادر شود، اگر روی مفهوم واقعی دموکراسی و احترام به آزادی اندیشه و بیان کار نشود چون مردم معتقد می‌باشند حق با اکثریت است، همه‌پرسی باز به دیکتاتوری اکثریت منتهی خواهد شد.

****

یکی از مهم‌ترین مسائلی که در کشورهایی در حال گذر به دموکراسی باید مورد توجه قرار گیرد، مسئله آزادی بیان و تعریف درست از دموکراسی است. همان‌گونه که در بالا ذکر شد، دموکراسی می‌تواند به دیکتاتوری منتهی شود و این دیکتاتوری نه در عرصه سیاسی بلکه حتی در تعریف ارزش‌ها، هنجارها و قوانین نانوشته اجتماعی هم بروز می‌کند. در ایران حال نیز اگر محدودیت‌ها و فشارهای قانونی در رابطه با برخی مسائل حذف شود، باز هم چون اکثریت جامعه معتقد می‌باشند حق با اکثریت است دوباره شاهد محدودیت‌های بی‌شماری برای اقلیت‌ها خواهیم بود. برای مثال، درباره حجاب زنان هر چند محدویت‌های نوشته شده در قانون بسیار تاثیرگذار می‌باشد ولی اگر محدودیت‌های قانونی حذف شود، قشر سنتی ایران که درصد بالایی از جمعیت ایران را به خود اختصاص داده‌اند، باز در این مرحله اجازه انتخاب طرز پوشش به دختران، زنان و خواهران خود را نخواهند داد. می‌توان گفت نه تنها در مورد حجاب، بلکه جامعه حال ایران با برخی مفهوم‌ها مانند هم‌جنس‌گرایی، دوستی دختر و پسر و حتی سکس پیش از ازدواج و احترام به سلیقه‌های مختلف در انتخاب لباس آشنا نیست. در جامعه حال ایران بسیاری احترامی برای سلیقه و طرز پوشش و نوع پیرایش حتی برای مردها قائل نبوده و کسانی که تا حدی پوششی متفاوت دارند، مورد تمسخر قرار می‌گیرند.

در این رابطه، مدتی است در شبکه «من و تو» برنامه «آکادمی موسیقی گوگوش» شروع شده و هم‌زمان با شروع این برنامه واکنش‌های مختلفی به برنامه نشان داده و بحث‌های فراوانی صورت گرفته است. یکی از موضوعاتی که ابتدا به شوخی و بعدها به طور جدی در فضای مجازی ایران مطرح شده، واکنش‌ها به شکل لباس پوشیدن و پیرایش ابروها و سایر اعضای صورت یکی از شرکت‌کنندگان این برنامه به نام «امیرحسین» می‌باشد.

نام امیرحسین بعد از واکنش وی به ضبط ویدیوی یکی از آهنگ‌های «فرهاد مهراد» سر زبان‌ها افتاد و با ادامه برنامه آکادمی موسیقی گوگوش حساسیت‌ها روی وی بیش‌تر گشته و واکنش‌ها تبدیل به تمسخر وی به خاطر شکل لباس پوشیدن وی شده است. حال پس از چند هفته، به تازگی صفحه‌ای در فیس‌بوک به نام «کمپین تجاوز گروهی به امیرحسین آکادمی گوگوش» به وجود آمده است. شعار این صفحه فیس‌بوکی، احترام به دموکراسی و هم‌جنس‌گرایی نوشته شده است ولی با این حال، اعضای آن به خاطر متفاوت بودن امیرحسین در انتخاب لباس و شکل ظاهری خود مورد تمسخر قرار گرفته و شوخی‌های با مضامین جنسی صورت می‌گیرد.

همان‌طور که گفته شد، دموکراسی یعنی احترام به هر اندیشه و سلیقه‌ای و وقتی عده‌ای دقیقاً به خاطر سلیقه و اندیشه شخصی وی را مسخره می‌کنند، یعنی با مفهوم دقیق دموکراسی و احترام به عقاید آشنا نیستند. این‌که امیرحسین آکادمی موسیقی گوگوش هم‌جنس‌گرا است و یا نه و چرا این‌گونه لباس می‌پوشد، به هیچ وجه مهم نبوده و جنبه شخصی  دارد. مسئله‌ای که در این رابطه بسیار حائز اهمیت است، لزوم احترام به سلیقه‌ها و طرز فکرها است. این صفحه شاید بخش بسیار کوچکی از طرز فکرهای بسیاری از ایرانی‌ها را درباره این مسائل نشان دهد. با این همه، همین صفحه و نظرات نوشته شده در آن، حاکی از نقض بسیاری از فاکتورهایی است که برای وجود دموکراسی بسیار مهم و حیاتی است. متاسفانه قسمتی از جامعه ایرانی به خاطر عدم آشنایی با برخی ارزش‌ها و مفهوم‌ها برای پذیرفتن بسیاری موارد، سرسخت می‌باشند.

در نهایت این‌که، درباره این واکنش‌ها و توهین‌ها به رسم معمول نمی‌شود، نظام حاکم بر ایران را مقصر نشان داده و مسئولیت کمبودها را بر عهده نگرفت. این توهین‌ها چون مستقل از نظام حاکم است، می‌تواند تا حد بسیاری حقیقت را عریان نشان بدهد. از طرفی، می‌توان به جرات گفت که بیش‌تر کاربران فیس‌بوک ایرانی جز قشر باسواد جامعه می‌باشند و وقتی این قشر هنوز درگیر این بحث‌های ابتدایی می‌باشند، نمی‌توان از بقیه مردم انتظار داشت به عقاید اقلیت‌ها به خصوص در زمینه دین و مذهب احترام بگذارند.

مطلبی که توصیه می‌شود در این رابطه، خوانده شود:

آبروریزی به سبک ایرانی؛ چه شده است که این‌گونه شده‌ایم؟

سرمنشا دیکتاتوری نهفته در عقیده مردم و جامعه

انتخابات ایران و آزموده را آزمودن خطاست

Read Full Post »

Older Posts »