Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘حقوق زن’ Category

این نمایش پرده‌ای نیاز به جاوااسکریپت دارد.

نمی‌توان برای همیشه، زن را در حصار اندیشه‌های پوسیده نگه داشت و بالاخره روزی فرا خواهد رسید (شاید رسیده) که زنان این حصارهای پوسیده باقی‌مانده از صدها و شاید هزاران سال را در هم شکسته و لذت آزادی را بیش از بیش بچشند.
گاهی، یک ایده ساده می‌تواند آن‌قدر الهام‌بخش بوده که طوفانی به پا کرده و ساختارهای به ظاهر قوی ولی در باطن پوسیده را درهم بشکند. این ایده این‌بار از جانب «مسیح علی‌نژاد» مطرح شد و آن‌قدر زنان ایرانی تشنه آزادی‌های هر چند کوتاه و به قول خودشان یواشکی بودند که در این باره، صفحه فیس‌بوکی درست شد، چند ده تصویر از طرف خود زنان فرستاده شده و چندین هزار نفر آن را پسندیدند. صفحه «آزادی‌های یواشکی زنان در ایران» نتیجه سال‌ها ظلم علیه زنان بوده که مورد توجه قرار گرفتنش نشان داد که زنان به چه اندازه‌ای تشنه آزادی‌اند و در این سال‌ها چه‌ها که کشیده‌اند.
ساز و کار این صفحه این طور است که زنان داخل ایران، عکس بدون روسری و حجاب‌شان را به همراه دل‌نوشته‌های‌شان به این صفحه می‌فرستند. شاید به‌ترین توضیح درباره این صفحه را ادمین و فرستندگان تصاویر داده باشند، پس حتماً به این صفحه سر بزنید.

آزادی‌های یواشکی زنان در ایران

خواندن نوشته‌های زیر نیز توصیه می‌شود:

عکس روز؛ زنان شجاع می‌باشند

پرده بکارت زنان، مردسالاری و سنت‌ها

 

Advertisements

Read Full Post »

امروزه، به جز معدود مناطق دورافتاده برخی کشورها، چندهمسری (به انگلیسی Polygamy) تنها در شکل چندزنی آن (به انگلیسی Polygyny) رواج داشته که در آن، تنها مردان می‌توانند در یک زمان با بیش از یک زن ازدواج کرده باشند.

Legality_of_polygamy

رنگ سیاه: قانونی بودن چندزنی
رنگ طوسی: مبهم یا نبود قانون چندزنی
رنگ آبی: غیرقانونی بودن چندزنی

در طول کمربند چندزنی، از سنگال در غرب افریقا تا تانزانیا در شرق آن، یک‌سوم زنان متاهل در خانواده‌های چندزنی زندگی می‌کنند. در گذشته، تعدد زوجات در فرهنگ‌ها و جوامع عبری، چینی، بومیان امریکایی، افریقایی، هندی، یونانی، رومی و جزایر پلی‌نزی تا حدی پذیرفته شده بود.

در گذشته، از اصلی‌ترین دلایل میل مردان برای چندهمسری، می‌توان به استفاده از خود آن‌ها به عنوان کارگر در کارهای کشاورزی و هم‌چنین، بچه‌آوری اشاره کرده که بیش‌تر شدن فرزندان نیز به نوبه خود، باعث بقای خانواده، افزایش نیروی کار، امنیت و هم‌چنین کسب احترام و منزلت بیش‌تر بین دیگران به علت باورهای سنتی، می‌شد. زنان نیز به علت نقش حمایتی که مردان ثروت‌مند و قوی می‌توانستند برای آن‌ها داشته باشند، حاضر به ازدواج با مردانی بودند که پیش‌تر ازدواج کرده بودند.

بر اساس تحقیقات جک گودی مردم‌شناس بریتانیایی، یک ارتباط مستقیم بین گسترش کشاورزی و تعدد زوجات در افریقا وجود دارد، چون از یک طرف، زنان نیروی کار اصلی در بخش کشاورزی بوده و از طرفی، نقش بزرگی در تولد فرزند، ایجاد نسل نو و در نهایت، تبدیل آن‌ها به نیروی کار در  آینده، داشتند.

چندزنی در بسیاری از کشورها غیرقانونی است. با این حال، هنوز در برخی کشورها این عمل قانونی بوده و مردها می‌توانند در یک زمان، بیش از یک همسر داشته باشند. کشورهایی که در آن‌جا چندهمسری منع قانونی ندارد، بیش‌تر جز کشورهای توسعه نیافته بوده که درصد بالایی از جمعیت‌شان نیز بی‌سواد است. در این نوع کشورها، فرهنگ زن‌ستیزانه در جامعه رواج دارد. در مقابل، در بسیاری از کشورها به خصوص کشورهای توسعه‌یافته، چندهمسری مجاز نبوده و در کشورهای در حال توسعه نیز تلاش‌های بسیاری برای لغو قانون چندهمسری صورت گرفته است.

چندهمسری، به عنوان عملی که در آن یک مرد می‌تواند هم‌زمان با بیش از یک زن ازدواج رسمی کند، به عنوان یکی از اشکال نقض حقوق بشر به شمار می‌رود و به همین علت، سازمان‌های حقوق بشری و گروه‌های مدافع حقوق زنان، به دنبال لغو آن در کشورهای توسعه‌نیافته می‌باشند. سازمان ملل متحد نیز به علت این‌که چند همسری ناقض کرامت و برابری انسان‌ها است، به اعضای خود توصیه کرده است که این قانون را لغو نمایند.

کشورهایی که در آن چندزنی رایج است

چندهمسری در پنجاه کشور قانونی بوده که در این کشورها دین رسمی و یا رایج در آن، اسلام می‌باشد. در کشورهای مراکش، مالدیو، مالزی، سنگاپور، فلسطین، هند و سری‌لانکا، فقط شهروندان مسلمان اجازه داشتن بیش از یک همسر را دارند. به همین خاطر، برخی از مردم هند برای گریز از این قانون، دین خود را به اسلام تغییر می‌دهند. این عمل در کشورهای مصر، ایران، لیبی، عربستان، پاکستان، سومالی و برخی دیگر از کشورهای اسلامی و افریقایی، از لحاظ قانونی مجاز است.  با این حال، در بین کشورهای خاورمیانه، شهروندان اسراییل، ترکیه و تونس اجازه ازدواج با بیش از یک زن را ندارند.

به جز سه کشور کنگو، اوگاندا و زامبیا، در دیگر کشورهایی که مردم آن مسیحی می‌باشند، چندهمسری نامشروع بوده و در بین کشورهای بودایی نیز تنها در کشور میانمار چندهمسری قانونی است. در بوتان، نپال، سومالی و کشور تازه استقلال‌یافته سودان جنوبی چندهمسری به رسمیت شناخته می‌شود.

مجازات برای چندزنی

در تمامی پنجاه ایالت ایالات متحده، چندهمسری ممنوع است. با این حال، در میان امریکایی‌های مسلمان، جمعیتی در حدود پنجاه تا صد هزار نفر در خانواده‌هایی زندگی می‌کنند که در آن‌ها، رابطه چندهمسری وجود دارد. در کانادا نیز چندزنی به هر شکل ممکن، ممنوع است.

مجازات قانونی برای چندهمسری در کشورهای استرالیا، اریتره، اسراییل، تونس، ترکیه و ایالات متحده تا پنج سال و در بلژیک و برای غیرمسلمان‌های هند، تا ده سال زندان است.

منابع: صفحات Legal status of polygamy و Polygyny از ویکی‌پدیا

مطلبی که توصیه می‌شود در این رابطه، خوانده شود:

رابطه جنسی پیش از ازدواج؛ آری یا نه!

هنجارها و سنت‌هایی که باید شکسته شوند

Read Full Post »

police

این تیتر ممکن است به خاطر تعریفی که از شغل «پلیس» در قانون آمده است، گزاره‌ای صحیح نباشد. اگر اصرار شود که این جمله دست‌کم به خاطر اعتقاد شخصی یا حس ناخودآگاه من صحیح است، نخستین فکری که به ذهن خطور می‌کند -با توجه به تعریف وظایف پلیس- شاید این باشد که شخصی که به این تیتر معتقد است در دسته آدم‌های بد در دامنه‌ای از شترمرغ‌دزد تا تخم‌مرغ‌دزد قرار گرفته است. می‌توان اظهار داشت که هر شخصی که خلافی انجام نداده است، ترسی از پلیس و تنبه شدن توسط قانون  را نداشته باشد و در مقابل، شخصی که مرتکب کاری خلاف قانون شده است، از برخورد با پلیس در هراس باشد. با این حال، من دو اتفاق عمده را معلول این ترس ناخودآگاه خود می‌دانم.

نخست؛ چرا از جلوی مدرسه راه‌نمایی دخترانه عبور کردی؟

بعد از گذشت سال‌ها هنوز هم این اتفاق من را رنج داده و گمان می‌کنم همین اتفاق، بذر ترس از پلیس را در اندیشه‌ام، کاشته است. جرم من در این روی‌داد، عبور از جلوی مدرسه راه‌نمایی دخترانه در هنگام خروج دانش‌آموزان دختر از مدرسه بود. هر چند در آن روز، من و دو دوستم سرمست از اتفاق‌های هیجان‌انگیر روز پیش در مدرسه و مواجه شدن با نتیجه‌اش در آن روز بودیم ولی خنده‌های بچگانه ما به عنوان مزاحمت و اذیت برای دختران تعبیر شد!

در آن روز، پس از گذشتن از جلوی مدرسه دخترانه، پلیسی که در آن‌جا ایستاده بود من را صدا کرد. من به گمان این‌که پلیس با من کار دارد، نزدیک شدم ولی به جای پلیسی مهربان که در فیلم‌ها و قصه‌ها دیده بودم، با پلیسی عصبانی مواجه شدم که بلافاصله دست من را گرفت و من را مورد بازخواست قرار داد. فریادهای وحشت‌ناک وی عضله‌های من را از ترس چنان می‌لرزاند که اگر درخت بودم همه برگ‌هایم، می‌ریخت. اتفاقات برجسته آن برخورد، در دست بی‌حس شده من از شدت فشار پلیس قوی‌هیکل، ترسیدن از تهدیدهای وی و هم‌چنین، صدای سوتی بود که به خاطر سیلی وی تا رسیدن به مدرسه هم‌راه من بود، خلاصه می‌شد.

دوم؛ این دختر چه نسبتی با تو دارد؟

حادثه دوم مربوط به دوران دبیرستان من بود که بعد از مشکلات بسیار برای نخستین بار، با یکی از دختران دبیرستان نزدیک به مدرسه‌ام، قرار ملاقات گذاشتم؛ قرار ملاقاتی که مقدمه‌اش، نامه‌نوشتن‌ها و دیدارهای کوتاه‌مدت چندماهه بود.

در پارکی که پر از دختر و پسرهای جوان بود، روی صندلی نشسته بودیم. حس خوشایند بزرگ شدن، حرف زدن با دختر موردعلاقه و داشتن دوست‌دختر که پیش از آن، رویایی دست‌نیافتنی بود، هم‌راه من بود که فریاد «این‌جا چه غلطی می‌کنید؟» با لحن آشنای مورد پیشین، من را که غرق لحظه‌های شیرین شده بودم، به خود آورد. ترس، حرف‌های تحقیرآمیز دو پلیس در مقابل چشمان دختر مورد علاقه‌ام، گرفتن تحقیرانه مچ‌دستم، تهدید به دست‌گیری که بی‌شک هم‌راه با مشکلات خانوادگی بسیار می‌شد، حبس شدن چند دقیقه‌ای در ماشین پلیس، نگاه مردم، خراب شدن نخستین خشت‌های حس مرد شدن و هم‌چنین، نگاه‌های معنی‌دار آن دختر، آن‌چنان من را ترسو نشان داد که حتی پس از رهایی از آن‌ها، هرگز حس تحقیرشدنم را فراموش نکردم.

تجربه‌های من شاید برای بسیاری که سابقه رفتارهای بدتر و خشن‌تر توسط پلیس را داشته‌اند، چندان مهم نباشد ولی این تجربه‌ها به خصوص در سن کم، باعث شد که پلیس را عاملی برای برقراری امنیت ندانم و حضور آن‌ها را بیش‌تر مایه دردسر و ناامنی بدانم. در این مورد به تازگی و به روال گذشته، پلیس با اجرای شدیدتر گشت ارشاد، به جای رسیدگی به وظایف اصلی خود به جای ایجاد امنیت، خود شروع به ناامن کردن جامعه برای عده‌ای کرده که از آن‌ها به عنوان بدحجاب تعبیر می‌کند. تجربه‌های شخصی من نشان داده است که نوع برخورد پلیس با این دسته از زنان و دختران، آن‌گونه خشن و زشت است که باعث خواهد شد آن زنان، تا مدت‌ها و شاید تا همیشه، پلیس را عامل ناامنی بدانند و نه عامل ایجاد امنیت!

مطلبی که توصیه می‌شود در این رابطه، خوانده شود:

نمایش‌نامه‌ی پلیس و گوز روشن‌فکری من!

و پلیسی که باید نگهبان قانون و انسانیت باشد

Read Full Post »

women 1

مطلبی که توصیه می‌شود در این رابطه، خوانده شود:

عکس‌های روز؛ زنان فعال در جنبش اجتماعی زنان ایران

انقلاب ۵۷ و محدودیت‌های زنان ایران

 

Read Full Post »

sex8890

نوشته‌اند که فعالان حقوق زن در کشور افغانستان اعتراض کرده‌اند که ای آقایان مسئول‌نما، وضعیت بکارت زنان به خود آن‌ها مربوط و مسئله‌ای به شدت خصوصی بوده و اجازه نخواهند داد که برای کارآگاه‌بازی‌های پلیسی و ارضای میل مردسالارانه بکارت آن‌ها معاینه شود. بدیهی است که این مورد مشخص مثل هر مورد دیگری که در رابطه با جسم یک فرد است، به خود فرد مربوط بوده و نیازی به توضیح اضافه‌تری برای اثبات آن نیز وجود ندارد. با پذیرش این پیش‌نیاز می‌توان مطلب پیش‌رو را ادامه داد ولی اگر این پیش‌فرض توسط عده‌ای رد شود، پس ادامه خواندن مطلب برای آن‌ها توصیه نمی‌گردد.

 این‌که آیا این مسئله آن‌قدر به خود زنان ربط داشته که دیگران به خصوص مردان نتوانند در آن باره اظهارنظر کنند نیز شاید صحیح باشد و می‌شود با همین استدلال بر همین مطلب، ایراد گرفت ولی این مطلبی که در نظر دارم بنویسم برای این است که بعضی وقت‌ها مسائل مربوط به روابط جنسی تبدیل به یکی از تابوهای جامعه ایرانی گشته که برای شکستن آن نیاز به تکرار، ممارست و کمک همگان است.

پرسشی که در این رابطه به ذهنم می‌رسد این است که به وقت ازدواج، با روح یک زن ازدواج می‌کنیم یا با جسم وی؟ پاسخ این پرسش را من این‌گونه می‌دهم که در ازدواج با تمامی هستی یک زن ازدواج صورت می‌گیرد -البته با توجه به لزوم احترام به حریم شخصی هر کدام و این‌که ازدواج به معنی تصاحب شخص مقابل نیست.- ولی با این‌حال چون علاقه و میل به ازدواج فراتر از جسم هر فرد است، در این‌صورت پاسخ بیش‌تر به سمت خواست و تمایل که از روح، اندیشه و باور زن نشات می‌گیرد، میل می‌کند.

در این بین، پرده بکارت نمادی است برای پاک‌دامنی یک زن هر چند که این تعریف صحیح نمی‌تواند باشد و در ادامه در این مورد، چند سطری را خط‌خطی خواهم کرد ولی آیا می‌تواند نشانه‌ای برای عشق، پای‌بندی، دوست داشتن، وفاداری و صداقت در زناشویی باشد؟ وجود پرده بکارت در مفهوم عامیانه یعنی فرد آن‌هم نه به طور کلی، پیش از ازدواج رابطه جنسی هم‌راه با دخول نداشته است. با پذیرش این‌که رابطه جنسی پیش از ادواج فضیع و شنیع نبوده و به وقت ازدواج ملاک حال فرد است، حتی وجود داشتن و نداشتن بکارت نیز به طور حتمی در رابطه با مسائل جنسی نیست. وجود پرده بکارت از آن جهت می‌تواند مهم نباشد که از بین رفتن آن فقط منوط و محدود به سکس نیست و عامل‌های بسیاری می‌توانند بر آن آسیب بزنند و بودنش نیز از آن جهت مهم نیست که وجود این بافت در بسیاری از پستان‌داران ثابت شده است و به این تفکر که این بافت از طرف خداوند تکامل یافته تا نشانه‌ای از پاک‌دامنی جنس مونث انسان باشد، پایان داده و هم‌چنین رابطه‌های جنسی با شکل‌های دیگری نیز وجود دارد که هرگز به پرده مهبل آسیبی نمی‌رسانند.

به نظر می‌رسد آن‌هایی که به دنبال اثبات پاک‌دامنی یک زن از راه این روش می‌باشند، چه‌طور می‌توانند مطمئن باشند که وی سایر انواع رابطه جنسی را نداشته و یا بعد از ازدواج که به اصطلاح به صورت مشروع این پرده از میان می‌رود، رابطه نامشروع دیگری نداشته باشد؟

ایراد اساسی دیگری که می‌توان برای ارزیابی و سنجش مقدار پاک‌دامنی زن از راه معاینه بودن و یا نبودن این بافت در ورودی مهبل عنوان کرد این است که آیا مردان نیز با چنین خط‌کش و معیاری، اندازه‌گیری می‌شوند؟ من مهم بودن پرده بکارت را در این‌جا مشابه با عمل ختنه زنان می‌دانم. یعنی همان تفکری که باعث می‌شود در کشورهای سنتی و حتی در برخی نقاط جنوب و جنوب‌شرقی ایران، زنان برای لذت نبردن از سکس و وفادار ماندن به شوهر خویش ختنه می‌شوند، منشا اهمیت بکارت بوده و نشان‌گر این است که زنان حق ندارند آزاد باشند و سنجش آن‌ها نه از روی حرف‌ها و گفته‌هایشان بلکه از روی یک چیز کم‌اهمیت‌تر به گمان این‌که زنان دروغ‌گو بوده، انجام می‌شود. وقتی در تصدیق حرف‌های یک زن بکارت آن معاینه می‌گردد، کنترل همیشگی و حبس کردن زن در خانه، اجبار به رعایت حجاب تحمیلی و پرسش‌های دائمی در رابطه با رفتار سایر مردان در قبال وی معنی پیدا می‌کند. چون‌که در این‌صورت هیچ اعتمادی به زن نیست و برای نگه داشتن آن نیاز است اجبار و زور در کار باشد.

با همه این‌ها نقش مردها نیز در تعیین اهمیت این بافت ساده در زنان بسیار پراهمیت است. مردانی که به خاطر نداشتن محدودیت –چه فیزولوژیک و چه از بُعد سنتی- راحت‌تر می‌توانند رابطه جنسی پیش از ازدواج را داشته باشند و به هنگان ازدواج به دنبال دختری باکره می‌باشند، تفاوتی با نسل‌های سنتی پیشین نداشته و در محدود کردن زنان بیش‌تر نقش دارند. به نظرم می‌رسد که در جوامع عقب‌مانده و به شدت سنتی، پرده بکارت وقتی مهم می‌شود که زن را کالایی یک‌بار مصرف دانسته که اگر آن بافت را نداشته باشد، مانند کالایی مصرف‌شده و به قولی دسته‌دوم، ارزان‌تر، قدیمی‌تر و کم‌ارزش‌تر پنداشته می‌شود.

مطلبی که توصیه می‌شود در این رابطه، خوانده شود:

 رابطه جنسی پیش از ازدواج؛ آری یا نه!

عکس روز؛ شاید فقر تمام شود

Read Full Post »

فعالین جنبش اجتماعی زنان ایران در سال‌های ۱۲۸۹ تا ۱۳۲۰

این نمایش پرده‌ای نیاز به جاوااسکریپت دارد.

مطلبی که توصیه می‌شود در این رابطه، خوانده شود:

۸ مارس برای اندیشیدن است

Read Full Post »

Gender equality

۸ مارس فقط برای تبریک گفتن و پاس‌داشت زنان نیست؛ دست‌کم در کشورهایی مثل ایران این جمله صدق می‌کند. ۸ مارس در بسیاری از کشورها، دیگر جنبه مبارزاتی و اجتماعی سال‌های پیش را ندارد ولی با این‌حال در ایران کنونی، زن و حقوق مربوط به آن‌ها با سیاست عجین شده و پیچیده‌تر گشته است. شاید چند دلیل عمده را بتوان برای آن گفت؛ از نوشتن قوانین توسط مردهای سنت‌گرا تا جبر سنت که باعث تعریف ارزش‌هایی شده که خارج از آن زن به چشم یک روسپی دیده خواهد شد.

روزهای نزدیک به عید نوروز شاید زن خوب را به سادگی بتوان نشان دهد. زن یعنی این‌که از روزهای نخستین اسفند ماه مانند کلفت‌ها از صبح زود تا آخر شب، به اصطلاح خانه‌تکانی کند و هم‌زمان با آن مادر نمونه‌ای باشد و به بچه‌هایش برسد و آخر شب برای چند دقیقه لذت شوهر، عضوی در وی جلو و عقب شده و در نهایت مثل مرده‌ای بخوابد. صبح روز بعد نیز شروع همه وظایف زنانه، مادرانه و همسرانه تا این‌که زنی باشد که در چهارچوب فکری جامعه‌اش زن خوب نامیده شود.

حس مالکیت بر زن و این‌که وی از دارایی‌های مرد است ارزش تعریف شده است و خروج از آن و این‌که زن بخواهد آزاد باشد و خلوت خود را داشته باشد، یعنی یک زن هوس‌ران که دیگر متعلق به صاحب خویش نیست. مبارزه زنانه در ایران از آن جهت سخت است که باید بر خلاف تظاهرات زنان نیویورکی در سال ۱۸۵۷، تنها برای افزایش دست‌مزد و بهبود شرایط کاری نیست. مبارزه زنان ایران، مبارزه‌ای است که در آن تمامی چهارچوب‌های تعریف شده اجتماعی در رابطه با حقوق زن در ایران باید ویران شده و از نو ساخته شده و تعریف شود. تمامی فعالیت‌های زنان ایران از عصر مشروطه تا بدین روز از زینب پاشا و بی‌بی مریم بختیاری گرفته تا نسرین ستوده و تمامی روشن‌گری‌های نشریه‌هایی مانند جهان زنان، دختران ایران، زبان زن، نامه بانوان و ده‌ها مجله و روزنامه که از صد سال پیش منتشر شده و بارها توقیف شده و صاحبان آن تهدید شده‌اند، همگی برای آزادی، برابری، مبارزه با تبعیض جنسیتی صورت گرفته است.

۸ مارس برای اندیشیدن است و نه فقط برای یک تشکر و سپاس خشک و خالی. ۸ مارس تلنگری است که کمک می‌کند، چشم‌های خواب‌آلود بیدار شده و نیک بنگرند. ۸ مارس برای رسیدن به جمله نشریه «دختران ایران» یعنی آرزوی دختران ایران، بیداری زنان ایران است، با اندکی تغییر است: «آرزوی هر ایرانی، بیداری همه زنان و مردان ایران در رابطه با حقوق زن است.»

Read Full Post »

Older Posts »