Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘تاریخ’ Category

این نمایش پرده‌ای نیاز به جاوااسکریپت دارد.

هیچ نوشته‌، عکس و فیلمی نمی‌تواند واقعیت‌های یک جنگ را نشان دهد. درک این‌که یک جنگ چه‌قدر می‌تواند ویران‌گر باشد و یا درک این‌که چه بلاهایی می‌تواند سر یک انسان بیاورد آن هم نه زخم‌های فیزیکی و ظاهری زودگذر، جز این‌که آن‌ها را از نزدیک لمس و حس کنی، امکان ناپذیر است. با این همه، عکس‌ها هم‌چون دریچه‌هایی می‌باشند که می‌توانند قسمتی از بی‌عدالتی‌ها، ستم‌ها و زخم‌ها را نشان داده و ناچار به اندیشیدن نمایند. گاهی عکس‌ها دریچه‌ای را باز می‌کنند که هم‌راه با شنیده‌ها و خوانده‌ها می‌توانند بخشی از رویدادها را بسیار شبیه به واقعیت نشان دهند. این همان جادوی عکس می‌باشد که انسان را وادار به تفکر کرده و حتی توان آن را دارد که با انسان حرف بزند.

Read Full Post »

فعالین جنبش اجتماعی زنان ایران در سال‌های ۱۲۸۹ تا ۱۳۲۰

این نمایش پرده‌ای نیاز به جاوااسکریپت دارد.

مطلبی که توصیه می‌شود در این رابطه، خوانده شود:

۸ مارس برای اندیشیدن است

Read Full Post »

images

سرانجام کشوری که رهبر آن بعد از ۱۵ سال دوری بدون هر گونه احساس خاصی به وطن برگردد، مشخص است. هر چند در آن دوران بسیاری از تک واژه «هیچ» آیت‌الله خمینی در پاسخ به پرسش یک خبرنگار، برداشت‌های بسیار ژرف کرده و مفاهیم عمیق اجتماعی و فلسفی برداشت کردند، ولی شاید آن تک وازه یکی از معدود لحظاتی بود که یکی از بالاترین مقام‌های جمهوری اسلامی بدون هر دروغ و نیرنگی، حرف راست را زده‌ است. واقعیت این بود که در آن لحظه، وی هیچ حس دل‌تنگی برای ایران نداشته و در عوض قلب وی پر از انتقام‌گیری و کینه‌ورزی بود. تمامی این‌ها ثابت می‌کند تمامی نگرانی‌هایی که وی در سخن‌رانی‌های خود بر ضد محمدرضا پهلوی عنوان می‌کرد، دروغ و حقه‌ای بیش نبوده و تمامی گفته‌های وی فقط برای براندازی شاه وقت ایران و نشتن خود در اریکه قدرت بود.

هر چند در برخی کتب و جلسه‌های درسی پیش از انقلاب سال ۵۷، آیت‌الله خمینی چهره و خواسته‌های واقعی خود را نشان داده بود ولی در آن زمان بخش بزرگی از قشر روشن‌فکر  ایران تحت تاثیر کتاب‌های روشن‌فکرانه زمان خود بوده و در پی پیدا کردن منجی بودند. یک منجی مانند گاندی که قرار بود با آمدن وی همه مشکلات در اندک مدت رفع شده و نابرابری‌ها از بین رود. در آن بازه زمانی نه تنها روشن‌فکرها بلکه بسیاری از مردم ایران، به دنبال منجی بوده و کسی جز «آیت‌الله خمینی» را شایسته این عنوان نمی‌دانستند و چشم و گوش خود را بر حقایق بسته بودند.

از همان زمان یعنی برابر با قدرت گرفتن وابستگان به رهبری جمهوری اسلامی، ایران ستیزی‌ها در عقاید حلقه‌های بسیار نزدیک به وی دیده شد. مرتضی مطهری کسی بود که برای نمونه در کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران» تقریبا همه داشته‌های چند هزار ساله ایران را بی‌ارزش و بی‌اعتبار دانسته بود. مطهری در آن کتاب پیوستگی و پیوند مردم ایران به خاطر ایرانی بودن و هم‌وطن بودن را بی‌ارزش و سست دانسته و در عوض سعی کرده بود، پیوند ایران با کشورهای عربی که دشمنی‌های آن‌ها بر ضد ایران ثابت گردیده است را ترویج دهد. از طرفی، «صادق خلخالی» یکی از قوی‌ترین مردان آن زمان ایران به صورت آشکار برابر تاریخ ایران ایستاده و کتاب «کوروش دروغین و جنایتکار» را نوشت. هم‌چنین وی در تلاش بود، تخت جمشید یکی از کهن‌ترین آثار ایرانی را تخریب کند؛ اگرچه این خواست وی با مقاومت برخی مقامات دولتی و مردم هرگز عملی نشد. پس از انقلاب ۵۷، این اقدامات و اظهارات هرگز متوقف نشده و هر روز هم نسبت به قبل شدیدتر گشته‌اند. مرتضی مطهری چهارشنه‌سوری را جشن ابلهان و مصباح یزدی مکرراً ایران را بی‌ارزش برای محافظت و اهدای جان دانسته‌اند. در این باره، «ابوالقاسم خزعلی» نیز عیدنوروز را عید درختان عنوان می‌کند و آن را چندان بااهمیت نمی‌داند.

در تازه‌ترین اظهارات هم در این زمینه «مهدی طائب» رییس قرارگاه عمار، دفاع از سوریه را مهم‌تر از دفاع از خوزستان دانسته است و با صراحت عنوان کرده است که سوریه سی و پنجمین استان ایران بوده و دفاع از آن مهم‌تر از دفاع از خوزستان در هنگام جنگ است. شنیدن این اظهارات چندان تعجب برانگیز نبوده و نشان دهنده این است که بخشی از بالاترین مقامات و طرف‌داران آن‌ها چه نظری در رابطه با ایران دارند. بااهمیت بودن برخی سرزمین‌ها نسبت به ایران در نظر مقامات جمهوری اسلامی مسئله‌ای تازه نیست و پیش از این بارها ثابت شده است. برای نمونه در سال ۶۱، نیروهای ایرانی برای دفاع از سوریه به آن کشور فرستاده شده و قرار بود به لبنان نیز فرستاده شوند ولی به خاطر اختلافات مقامات ایران با حافظ اسد این لشکرکشی هرگز طولانی نشد. حمایت‌های بی‌دلیل از رژیم اسد به بهانه مقاومت برابر اسرائیل هم آن‌قدر بی‌معنا است که حتی خود گروه‌های فلسطینی، از بشار اسد روی‌گردان شده‌اند.

سرانجام این‌که، شاید بتوان به جرات گفت در ایران کنونی اصلی‌ترین دشمنان جمهوری اسلامی، امریکا و اسرائیل نبوده و ایران و تاریخ و فرهنگ چند هزار ساله آن، مهم‌ترین و البته قدرت‌مندترین دشمن برای جمهوری اسلامی است. کاوش اندک در این سال‌ها نشان می‌دهد در ۳۴ سال اخیر، تمامی نشانه‌های فرهنگی، تاریخی و هویتی ایران در حال فراموشی می‌باشند و جای‌گزین‌های کاملاً غیرملی برای آن‌ها ساخته شده‌اند. هدف جمهوری اسلامی در وهله اول، دفاع از ایدئولوژی خود بوده و ایران در این بین وسیله‌ای برای رسیدن به آن است.

Read Full Post »