Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for ژوئیه 2014

اسلحه‌ام را که بعد از کشتن «مکاروف» مدت‌ها بدون استفاده مانده و در داشبرد خاک می‌خورد، بی‌درنگ برداشته و شلیک کردم. هیچ وقت این قدر بی‌محابا و با اطمینان از تفنگ استفاده نکرده بودم ولی با اتفاقات این چند روز، شک نکردم که چاره‌ای جز شلیک ندارم و تنها راهی که باعث خواهد شد جان سالم به در ببرم، شلیک به طرف مهاجم است. بعد از گلوله نخست، گلوله دوم و سوم نیز شلیک شد ولی انگار گلوله‌ها بر این شخص رویین‌تن تاثیری نداشت. در همین گیر و دار، همه چیز از حرکت ایستاد، انگار که زمان متوقف شد و در همین حال، نوری به سمت من آمد. خیال کردم که کشته شده و فرشته مرگ به سـراغم آمده است. باید وحشت‌زده می‌شدم ولی با آمدنش آرام‌تر شدم و برخلاف تصورم از وی، او خود را «سماییل»، فرشته نگه‌بان من معرفی کرد. پس از کلی سرزنش شدن به خاطر این که در طول عمرم هرگز فیلم‌های «زامبی» ندیده بودم، به من آموخت که تنها راه کشتن این مهاجمان، شلیک به سر و مغزشان است. بلافاصله پس از آن، از رویای خود بیدار شده و مهاجم را که در توقف زمان یارای حرکت نداشت، با  گلوله چهارم نقش بر زمین کردم. خوش‌حالی پس از سقوط وی طولانی مدت نبود و گله‌ای از زامبی‌ها به خاطر صدای شلیک، متوجه من شده و به سمت من می‌آمدند.

zombies

به هر زحمتی که بود با سرعت زیاد از وسط گله زامبی‌ها خودم را به خانه رساندم. تسلیم خستگی شدم و بی هر مقاومتی روی کاناپه دراز کشیدم و غرق خوابی عمیق گشتم. در خواب فشاری بر قفسه سینه‌ام احساس کردم و ناگهان بیدار شدم ولی توان حرکت نداشتم. می‌توانستم نفس بکشم و چشمانم را تکان دهم ولی مانند فردی فلج، نمی‌توانستم تکان بخورم. همین که چشمانم را باز کردم، موجودی زشت را با دماغی عجیب که بیش‌تر شبیه یک دماغ مصنوعی بود، روی سینه‌ام دیدم.  سرش را نزدیک‌تر آورد؛ انگار که می‌خواهد در من نفوذ کند. یعنی داشتم تسخیر می‌شدم؟ آیا این شیطان بود؟ به هر زحمتی بود دست خود را به حرکت درآوردم و نخستین چیزی که به ذهنم آمد، چنگ زدن به بینی آن موجود بود. پس از آن، جریان یافتن خون به عضله‌هایم را احساس کردم و توانستم بر خود مسلط شوم. آن موجود، بلافاصله همچون حیوانی رام شده، مطیع من شد و التماس می‌کرد که بینی‌اش را ول کنم و می‌گفت که حاضر است هر آن چه را که می‌خواهم به من دهد. یک درخواست احمقانه که نمی‌دانم در آن شرایط چه طور به ذهنم آمده بود را از وی کردم! نزدیک جام‌جهانی ۲۰۱۴ بود و بلیط این مسابقه‌ها را خواستم ولی یادم افتاد که زامبی‌ها همه دنیا را گرفته‌اند و دیگر تمدنی وجود نداشت که بخواهد جام‌جهانی را برگزار کند. از او درخواست فول‌آلبوم هنرنمایی‌های دوشیزه «الکسیس تگزاس» را کردم تا به رسم همه پیشینگانم شب جمعه را که در پیش بود، به صورت آبرومندانه‌ای به صورت تک‌نفره اجرا کنم. همین که آرزویم برآورده شد، چون قول داده بودم «بختک» را آزاد کردم.

کاملاً به هم ریخته بودم وعلت حمله‌های موجودات فراطبیعی به خود را نمی‌دانستم! آیا شیاطین و ارواح قیام کرده بودند و می‌خواستند انتقام‌شان را از انسان‌ها بگیرند؟ ساعت ۸ عصر بود و بانو تگزاس مشغول هنرنمایی بودند که ناگهان احساس کردم که هوا سرد شده است. جای تعجب داشت که چه طور در فصل تابستان در حالی که تا پیش از این هوا بسیار گرم بود، به یک‌باره به این اندازه سرد شده باشد. این سرما ناشی از چه بود؟ یک بی‌نظمی در آب و هوا و یا … . تعلل لازم نبود این نشانه‌هایی از وجود ارواح در خانه‌ام بود به خصوص این که جریان الکتریسیته نوسان پیدا کرده بود و چراغ پذیرایی، روشن و خاموش می‌شد. یادم آمد که موقع بیرون رفتن آن موجود، از یاد برده بودم که خط نمک پشت در ورودی را ترمیم کنم و همین اشتباه می‌توانست به معنی از دست دادن جانم یا تسخیرشدنم توسط شیطان باشد. بلافاصله به سمت اسلحه قدیمی‌ام رفتم؛ یک «رولور» قدیمی که مطابق با شنیده‌ها در امریکا ساخته شده بود و می‌توانست انسان و فراتر از آن را نابود سازد. با نمک، دایره‌ای ساختم و به داخل آن رفتم تا از گزند هر گونه موجود فراطبیعی در امان باشم. به یک‌باره چراغ خاموش شد و جریان هوای سردی را که شبیه هوای بازدم بود، در پشت گوش‌هایم احساس کردم و بلافاصله برگشتم. یک روح تبر به دست در حال نزدیک شدن بود ولی به خاطر نمک نمی‌توانست نزدیک‌تر شود. بی‌هرملاحضه‌ای شلیک کردم و وی نقش بر زمین شـد.

05-ghost

جای تعلل دوباره نبود و باید به پناه‌گاه می‌رفتم تا از شر موجودات اهریمنی راحت می‌شدم. در قسمتی از انباری خانه پناه‌گاهی داشتم که مطمئن بودم هیچ موجود فراطبیعی نمی‌تواند به آن وارد شود. وارد پناه‌گاه شدم و نفسی عمیق کشیدم و از این که دیگر در امانم، خوش‌حال بودم. چند دقیقه‌ای نگذشته بود که چند ضربه به در پناه‌گاه زده شده انگار که کسی پشت در بود و می‌خواست در را برایش باز کنم. از چشمی در نگاه کردم، دو موجود شبیه به انسان با روپوش‌هایی به رنگ سفید پشت در بودند. در افسانه‌ها و کتاب‌ها خوانده بودم که این موجودات ترس‌ناک‌ترین موجودات اهریمنی هستند که به سختی می‌توان بر آن‌ها چیره شد. بسیاری از ماها قربانی و اسیر آن‌ها شده بودیم. شنیده بودم که آن‌ها، افرادی مثل من را برای مدت‌ها در غل و زنجیر کرده و زندانی می‌کنند. ترس تمام وجودم را فراگرفته بود. در باز شد و غریبه‌ها وارد شدند. انگار قفل در طاقت مقابله با جادوی آن‌ها را نداشت و نتوانست برابر جادوی‌شان مقاومت کند. همین که وارد شدند، در دست یکی از آن‌ها، جلیقه‌ای را دیدم که طبق نوشته کتاب‌های کهن برای اسیر کردن انسان‌ها به کار می‌رود. لباسی با آستین‌های کشیده و در دست دیگری، استوانه‌ای حاوی مایع جهنمی که کاربردش در کتاب‌های کهن، هوش‌بری از انسان نوشته شده بود. ناگهان به طرفم حمله کردند و آن تله پیراهن‌گونه را بر تن من کردند و مایع را بر بازویم زدند.

Jacket

داشتم از هوش می‌رفتم. بالاخره من نیز تسلیم شدم و شیاطین داشتند بر آخرین بازمانده‌ها هم چیره می‌شدند. در راه خروج از خانه، مادر و خواهرم را دیدم که ماه‌ها پیش تسخیر شده بودند. انگار که آن‌ها هم‌دست آن شیاطین سفیدپوش شده بودند و دیگر چشمانم توان باز ماندن را نداشتند. همه جا تاریک شد و آخرین صدایی که شنیدم، صدای مادرم بود که گفت: «آقای دکتـــــــــر مراقب پسرم باشید. نکند مثل دفعه پیش، فرار کند!» البته در پس زمینه آن، صدای بانو الکسیس بود که می‌گفت: oh yeah … go on.

خواندن نوشته‌های زیر نیز توصیه می‌شود:

بچه‌بازها چه شکلی می‌باشند؟ قسمت اول

حساب‌رسی‌های هفتگی و رازی که برملا نشد

Read Full Post »

CORRECTION-PALESTINIAN-ISRAELI-GAZA-CONFLICT

بی‌تردید مهم‌ترین نکته‌ای که در درگیری اخیر اسراییل و غزه حائز اهمیت بوده، کشته شدن انسان‌های بی‌گناه است و به همین دلیل نیز هر دو طرف درگیر، کشورهای حامی این دو و جامعه جهانی هر چه زودتر بی‌آن‌که فعلاً به دنبال حق و ناحق باشند، باید تلاش کنند درگیری به پایان برسد. قطعاً، افکار عمومی یکی از مواردی است که می‌تواند با فشار بر طرف‌های درگیر، کشتارهای رخ داده در این چند هفته را متوقف کند. افکار عمومی ایران نیز به جنگ اخیر به علت گسترش فضای مجازی در مقایسه با جنگ‌ها و درگیری‌های پیشین، بیش‌تر واکنش نشان داده‌اند. درباره این جنگ و هم‌چنین برخی اظهارنظرهای عمده ایرانی‌ها چند نکته به نظرم می‌رسد که در زیر به آن‌ها اشاره می‌کنم:

نخست؛ اسراییل قابل اعتماد نیست.

پذیرفتن این که اسراییل اصلی‌ترین مسئول بروز درگیری‌هایی از این دست است، با توجه به مدارک و تجربه، چندان سخت به نظر نمی‌رسد. ادامه شهرک‌سازی و نفود به داخل خاک فلسطین در دهه‌های اخیر و نادیده گرفتن توافق‌های رسمی و قطع‌نامه‌ها، می‌تواند نشان‌دهنده این باشد که در بیش‌تر مواقع، اسراییل به گفته‌های خود پای‌بند نیست و می‌تواند همه آن‌ها را نادیده بگیرد. علی‌الرغم توافق سال ۲۰۱۲ فلسطین و اسراییل که طرف فلسطینی تا چند هفته پیش به این توافق‌نامه پای‌بند بوده، حمله اخیر اسراییل نشان داد که اسراییل در پاره‌ای از موارد نه به خاطر دفاع از شهروندان خود بلکه برای رویاهایی که در سر دارد، دنبال بهانه برای حمله و درگیری و تضعیف هر چه بیش‌تر فلسطین است. برای همین است که به نظر می‌رسد علت حمله اخیر اسراییل به فلسطین، به خاطر کشته شدن سه جوان یهودی نبوده و دلیل اصلی توافق حماس و فتح و ترس از قدرت‌گیری آن‌ها و هم‌چنین به دنبال درگیر بودن حزب‌الله و ایران در سوریه و عراق، در پی ضربه نهایی به حماس و نابودی آن است.

دوم؛ در بروز این جنگ هر دو طرف مسئولند؛ چه حماس و چه اسراییل

ضروری به نظر می‌رسد که در اظهار نظرها این را به خاطر بسپاریم که هر دو طرف مسئول کشته شده‌ها می‌باشند. کشته شده‌های غیرنظامی طرف فلسطینی نسبت به طرف اسراییلی با تفاوت چشم‌گیری زیاد است ولی مسئول این کشته‌ها علاوه بر اسراییلی‌ها، حماس نیز است. در جنگ اخیر اظهارنظرهای حماسی‌ها که بیش‌تر در خارج از فلسطین هستند و تاکید به ادامه درگیری‌ها و نپذیرفتن آتش‌بس باعث می‌شود که تاوان آن را مردم فلسطینی بدهند (رجوع شود به اظهارنظر خالد مشعل در باری شروط حماس برای پذیرش آتش‌بس و رد آتش‌بس پیش‌نهادی مصر). این که حماس می‌داند که موشک‌هایش بی‌تاثیر است ولی با این حال، به پرتاب موشک ادامه می‌دهد و طرف اسراییلی را تحریک می‌کند، گناه‌شان را برابر با اسراییل می‌کند.  همین پرتاب موشک بود که آتش‌بس شش ساعته چند روز پیش را متوقف کرده و اسراییل را به ادامه بمباران و جنگ زمینی تشویق کرد. هم‌چنین به کار بردن خانه‌ها، مدارس، بیمارستان‌ها به عنوان محل ذخیره یا پرتاب موشک‌ها و استفاده از مردم به عنوان سپر انسانی در برخی موارد توسط حماسی‌ها، نشان می‌دهد که گناه آن‌ها کم‌تر از اسراییلی‌ها نمی‌باشد. در مورد استفاده از سپر انسانی توسط حماس نیز پیش‌تر موارد بسیاری دیده شده است که مورد تایید و تاکید مقام‌های رسمی و بلندپایه حماس نیز قرار گرفته است.

سوم؛ حماس مانند اسراییل بی‌رحم است، فقط قدرت کمی دارد.

لازم به ذکر است که حماس نیز به مانند اسراییل در تلاش برای کشتن غیرنظامی‌های اسراییلی است. این را هم تجربه و ترورهای انجام شده توسط گروه‌های فلسطینی و هم رفتار اخیر حماس در موشک‌باران اسراییل نشان می‌دهد. آن‌چه که باعث می‌شود حماس نتواند مانند اسراییلی‌ها بکشد، ضعف نظامی خود و قدرت نظامی اسراییل است. نتیجه تصور این‌که اگر گنبد آهنی اسراییل وجود نداشت و از طرفی، موشک‌های حماسی قابلیت بیش‌تری داشتند، چیزی جز افزایش کشته‌های غیرنظامی برای اسراییل نیست. پس ضعف حماسی‌ها و مظلوم‌نمایی آن‌ها نباید به عنوان درست‌کار بودن‌شان در نظر گرفته شود. به خاطر داشته باشیم که در جنگ‌های داخلی فلسطین بین حماس و فتح، چندصد نفر از فلسطینی‌ها کشته شده و این نشان می‌دهد که حماس نیز تشنه قدرت بوده و در رسیدن به اهداف خود چه قدر می‌تواند، خطرناک شود. همان‌گونه که گفتم اصلی‌ترین مورد در این جنگ کشته شدن مردم بی‌گناه از هر دو طرف به خصوص فلسطینی‌ها می‌باشد و باید با فشار آوردن به هر دو طرف درگیر مبنی بر پذیرش آتش‌بس از شدت درگیری‌ها کاسته و شاهد توقف کشتار بود.

چهارم؛ خلاصه فضای مجازی ایران؛ یا علیه اسراییل یا موافق با اسراییل

متاسفانه در فضای مجازی ایران دو گروه عمده در این باره وجود دارد. عده‌ای به طور کامل طرف‌دار اسراییلی‌ها بوده و از همه کارهای‌شان دفاع می‌کنند و گناه کشته شدن‌ها را بر گردن حماس می‌اندازند. این گروه در این اندیشه‌اند که اسراییل در حال دفاع از خود در برابر حماس است و کشته شدن غیرنظامی‌ها در جنگ قابل اجتناب نیست. هم‌چنین فکر می‌کنند که چون اسراییل مخالف جمهوری اسلامی و حماس موافق با آن است، پس حق با اسراییل بوده و کشته شدن فلسطینی‌ها را به خاطر نابودی حماس نادیده می‌گیرند. در برابر این‌ها، عده‌ای هم اسراییل را تنها مسئول کشته‌ها و ویرانی‌ها می‌دانند بدون آن که به نقش حماس در بروز و افزایش جنگ و کشته‌ها تاکید کنند. در این باره بهتر است هر دو گروه، بندهای ۲ و ۳ همین مطلب را دوباره بخوانند.

خواندن نوشته‌های زیر نیز توصیه می‌شود:

استفاده ابزاری حکومت از دین

حس و تجربه‌ای مشترک

Read Full Post »