Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for مه 2014

این نمایش پرده‌ای نیاز به جاوااسکریپت دارد.

تفاوتی وجود ندارد؛ عشق، عشق است! بیست و هشتم اردیبهشت ماه مصادف با روز جهانی مبارزه با هموفوبیا

خواندن نوشته‌های زیر نیز توصیه می‌شود:

دگماتیسم و هم‌جنس‌خواهی

جامعه مردسالار و امیرحسین آکادمی موسیقی گوگوش

Advertisements

Read Full Post »

4kh912«گوه»، گاهی وقت‌ها خیلی شیرین‌تر از عسل طبیعی به نظر می‌آد! اشتباه نکنین من مگس نیستم ولی اگه خوش‌مزه و شیرین نیست ما آدما چرا دم به ساعت در حال گوه‌خوری هستیم؟ اگه درست حساب کنیم، می‌بینیم که خیلی از آدم‌ها بیش‌تر از سه وعده غذای معمول‌شون، گوه می‌خورن. حالا شما می‌تونین جمله اول من رو قبول نداشته باشین ولی تو زندگیم که من همه‌ش شاهد گوه‌خوری‌های آدما بودم.

وقتی به دنیا اومدم، مادرم یه بند با خودش می‌گفت: گوه خوردم تو رو زاییدم! بابام که شب‌ها به خاطر آوازخوونی من نمی‌تونست بخوابه هم همه‌ش همین رو تناول می‌کرد. حالا فکر کن، مریض هم شدم و نمی‌تونم بخوابم و اون شب، شبی بود که مهمونی گوه‌خوری برپا بود و دم به ساعت گوه می‌خوردیم.

بزرگ‌تر که شدم و می‌رفتم کوچه و با هم‌محلی‌هام بازی می‌کردم، مثل مراسم نذری، گوه در گوه می‌شد و می‌دیدی نصف آدمای محله‌مون دارن گوه می‌خورن. من، گوه می‌خوردم که چرا با بچه سرتق سکینه خانم بازی می‌کنم؛ سکینه خانم گوه می‌خورد که چرا اجازه داده بود بچه‌اش با من سرتق بازی کنه و همه‌ش مجبوره دو تا بچه نفهم در حال دعوا و گوه‌خوروندن رو جدا کنه؛ آقا بلال داشت گوه می‌خورد که چرا خونه‌شون رو تو محله‌ی ما خریده و سر و صدای بچه‌های پررو، نمی‌ذاره عملیات فتح‌المهبل عاشقانه‌اش با زنش، زینب خانم در کمال رُمنس انجام بشه و منیر خانم هم که بعد یه گوه‌خوری مفصل به خاطر اجاره نرفتن خونه‌هاش واسه شلوغی محله، دعامون هم می‌کرد. البته از اون دعاهای ناجور و ناف به پایین هر چند که ابزار این فحش‌ها در دسترسش نبود. چه می‌دونی شاید در اون روزها منیر خانم دیلدو داشته و اصلاً شاید ما ایرانیا، مخترع دیلدو (مچاچنگ) بودیم.

یکم که بزرگ‌تر شدم، مهمون‌نوازی‌های خانواده‌ام بدجوری من رو جذب خودش می‌کرد. مثلاً دور هم جمع می‌شدن و همه‌اش چند نفر رو در گوه خوردن شریک می‌کردن؛ هم‌سفره‌ای‌های این مراسم هم خمینی، خامنه‌ای، منتظری و رفسنجانی و بقیه آخوندا بودن. این مراسم اون قدر جدی برگزار می‌شد که تا مدت‌ها من فکر می‌کردم، آخوندا هم یه حشره‌ای هستن مثل مگس که از گوه تغذیه می‌کنن ولی بعداً فهمیدم آخوندها بیش‌تر می‌رینن! البته خورد و خوراک‌شون بد نیست ولی می‌دونن که چی رو باید بخورن و به چی برینن.

از وقتی هم که دنیای مجازی، اختراع شده، حقیقتاً آمار گوه‌خوری‌ها یا گوه خوراندن‌ها بیش‌تــر شده. مثلآ، تا چیزی می‌گی و کامنتی می‌ذاری یه عده‌ای کاملاً خودجوش افاضه کلامی می‌کنند و شخص کامنت‌گذار را به حلاوت گوهی، دعوت می‌کنن. از اون‌جایی هم که ملت‌مون تاب شنیدن نظر مخالف رو دارن و امکان نداره در بحثی آمپر بچسبونن، آدم اصلاً با خودش زمزمه نمی‌کنه که گوه خوردم که کامنت یا مطلبی رو نوشتم. معذرت! چون این مطلب درباره گوه‌خوری هست، باید به دروغ می‌گفتم که ملت‌مون سر هر بحث کوچیکی، رنگ چهره‌شون رنگین‌کمانی می‌شه و وقتی قرمز شدن و ادب‌شون رو نشون دادن، آدم با خودش می‌گه گوه خوردم که اصلاً نظر دادم! من گوه‌خور چه به این گوه‌خوری‌ها!

نمی‌دونم از فرط علاقه و خاطراتم درباره گوه هست که دنیای مجازی رو پر گوه می‌بینم یا واقعاً فضای مجازی فارسی، یه مستراح عمومی پر از گوهه!

خواندن نوشته‌های زیر نیز توصیه می‌شود:

یک راه‌کار عملی برای اثبات لزوم رعایت حجاب برای خواهران بی‌حجاب

حساب‌رسی‌های هفتگی و رازی که برملا نشد

Read Full Post »

این نمایش پرده‌ای نیاز به جاوااسکریپت دارد.

نمی‌توان برای همیشه، زن را در حصار اندیشه‌های پوسیده نگه داشت و بالاخره روزی فرا خواهد رسید (شاید رسیده) که زنان این حصارهای پوسیده باقی‌مانده از صدها و شاید هزاران سال را در هم شکسته و لذت آزادی را بیش از بیش بچشند.
گاهی، یک ایده ساده می‌تواند آن‌قدر الهام‌بخش بوده که طوفانی به پا کرده و ساختارهای به ظاهر قوی ولی در باطن پوسیده را درهم بشکند. این ایده این‌بار از جانب «مسیح علی‌نژاد» مطرح شد و آن‌قدر زنان ایرانی تشنه آزادی‌های هر چند کوتاه و به قول خودشان یواشکی بودند که در این باره، صفحه فیس‌بوکی درست شد، چند ده تصویر از طرف خود زنان فرستاده شده و چندین هزار نفر آن را پسندیدند. صفحه «آزادی‌های یواشکی زنان در ایران» نتیجه سال‌ها ظلم علیه زنان بوده که مورد توجه قرار گرفتنش نشان داد که زنان به چه اندازه‌ای تشنه آزادی‌اند و در این سال‌ها چه‌ها که کشیده‌اند.
ساز و کار این صفحه این طور است که زنان داخل ایران، عکس بدون روسری و حجاب‌شان را به همراه دل‌نوشته‌های‌شان به این صفحه می‌فرستند. شاید به‌ترین توضیح درباره این صفحه را ادمین و فرستندگان تصاویر داده باشند، پس حتماً به این صفحه سر بزنید.

آزادی‌های یواشکی زنان در ایران

خواندن نوشته‌های زیر نیز توصیه می‌شود:

عکس روز؛ زنان شجاع می‌باشند

پرده بکارت زنان، مردسالاری و سنت‌ها

 

Read Full Post »

wqwqwq

من می‌تونم ادعای پیام‌بری کنم؛ چون قادر به انجام کاری‌ام که بسیاری از پیام‌برها نتونستن انجام بدن. مثلاً یکی‌شون یوسف که نتونست معجزه‌ای کنه که در مصر قحطی نشه.

من می‌تونم کاری کنم که در خشک‌ترین جای زمین یا جایی که چند ساله بارون به روی خود ندیده، بارون بباره اونم در کم‌تر از یک ساعت! من برای انجام این کار مثل بقیه پیام‌برها به ابزار نیاز دارم، چه طور که موسی از عصاش استفاده کرد و اون رو تبدیل به مار کرد. من کافیه ماشینم رو ببرم مکان مورد نظر و اون رو قشنگ بشورم، تا چشم روی هم نذاشتین اگه بارون نبارید، هر چی دل‌تون خواست بهم بگید. اینم از توانایی من در رفع قحطی و خشک‌سالی.

خواندن نوشته‌های زیر نیز توصیه می‌شود:

یک راه‌کار عملی برای اثبات لزوم رعایت حجاب برای خواهران بی‌حجاب

معجزه‌ای از امام ما ایرانی‌ها در گذشته‌های بسیار دور!

Read Full Post »