Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for نوامبر 2013

0,,17248423_303,00نکته اول؛ سرانجام پس از تلاش‌ها، تهدید‌ها و هزینه‌های بسیار، یک توافق به نسبت معقولانه‌ای بین طرف‌های مذاکره به دست آمد. بی‌شک نتیجه چنین مذاکره‌ای فاصله گرفتن از جنگ احتمالی در ایران بوده ولی مهم‌تر از آن، توافق ایران و کشورهای ۵+۱ نشان داد که دیپلماسی، بهتر و کارآمدتر از جنگ و درگیری‌های نظامی برای پیش‌برد خواسته‌ها بوده و ثابت کرد که می‌شود با صبر و صحبت کردن بر سر یک مشکل آن را با کم‌ترین هزینه و حصول بهترین نتیجه رفع کرد.

نکته دوم؛ چه کسی راست می‌گوید؟

هر یک از طرفین مذاکره اصرار دارند که طرف مقابل با پذیرش شرط‌های آن‌ها و کم‌تر کردن انتظار و خواسته‌های خود باعث رسیدن به هم‌چنین توافقی شده‌اند. هر چند این استدلال‌ها و گفتمان قابل پیش‌بینی بود ولی باید این را نیز پذیرفت که در یک توافق، لزوم پذیرفتن خواسته‌های هر دو طرف امری از پیش آشکار است. با این حال، توجه به بندهای این توافق‌نامه و هم‌چنین اظهارنظرهای پیشین هر کدام از طرف‌ها، می‌تواند تا حدودی نشان دهد که کدام یک از آن‌ها توانسته‌اند به خواسته‌های بیش‌تری برسند.

بنا به گفته‌های آیت‌الله خمینی مذاکره با امریکا مگر آن‌که اصلاح شود، مجاز نیست. با اظهارنظرهای تازه مقامات امریکا و حمایت‌های آن‌ها از اسراییل، می‌تواند نتیجه گرفت که امریکا به آن معنایی که آیت‌الله خمینی در نظر داشته اصلاح نشده و مذاکره با امریکا در چنین شرایطی خود به معنی یک گام عقب‌نشینی از ایدئولوژی و خواسته‌های نظام است. حتی رهبر فعلی جمهوری اسلامی نیز پیش‌تر مخالف هر گونه مذاکره‌ای با امریکا بوده است و در سخن‌رانی خود در دوازدهم آبان سال ۷۱، تنها راه مذاکره با امریکا را توبه سردمداران این کشور عنوان کرده و خوردن یک فنجان قهوه با یک امریکایی پشت میز مذاکره را شروع مشکلات دانسته بود.

از طرفی با توجه به متن توافق‌نامه ایران با ۵+۱ در ژنو، در هیچ بندی از آن حقوق ایران ذکر نشده و در همه موارد ایران متعهد شده که یا فعالیتی را کاسته و یا به طور کامل آن را متوقف کند. با توجه به بندهای این توافق‌نامه، ایران متعهد شده است که غنی‌سازی بالای ۵ درصد را قطع، اورانیوم ۲۰ درصد غنی شده را تا زیر ۵ درصد رقیق سازد، درصد بسیاری از سانتریفیوژهای نطنز و فردو را از کار بیاندازد، راکتور اراک را غیرفعال کند و اجازه بازرسی روزانه از مراکز هسته‌ای را بدهد. با توجه به تعهدهای متعدد ایران و همه نبایدهایی که ایران به اجبار باید آن‌ها را رعایت کند و هم‌چنین عدم ذکر و نوشتن حقوق ایران به نظر می‌رسد که ایران بیش از گروه مقابل حاضر به کوتاه آمدن از خواسته‌های پیشین خود شده است. در این مورد نیز پیش‌تر ایران توقف غنی‌سازی اورانیوم ۲۰ درصد را در مذاکرات آلماتی نپذیرفته بود و شرط توقف آن را لغو همه تحریم‌ها گذاشته بود.

البته باید در نظر داشت که اجازه داشتن ایران برای غنی‌سازی اورانیوم تا کم‌تر از ۵ درصد، که پیش‌تر مورد توافق امریکا و اسراییل نبود تا اندازه‌ای به معنی پذیرش قسمتی از خواسته‌های ایران باشد. حتی پیش از این توافق، روزنامه واشنگتن‌پست پیش‌بینی کرده بود که در متن توافق‌نامه احتمالی بند مربوط به غنی‌سازی کم‌تر از ۵ درصد طوری نوشته خواهد شد که طرفین بتوانند برداشت خود را از آن داشته باشند. البته مبهم بودن این بند برای این است که هم ایران راضی به توافق‌نامه باشد و هم امریکا و ایران فضای بیش‌تری برای مانور در برابر مردم و هم‌پیمانان خود داشته باشند.

البته با توجه به مشکلات اقتصادی ایران به واسطه تحریم‌ها و فشارهای داخلی، باید با اطمینان گفت که ایران نرمش بیش‌تری در برابر جهان داشته است.

نکته سوم؛ چه کسی شکست خورد و چه کسی پیروز شد؟

به نظر می‌رسد این توافق‌نامه بیش‌تر از شکست خوردن یک یا چند کشور باشد. همان‌طور که پیش‌تر اشاره کردم، این توافق و روشی که بدان ختم شد، نشان داد که مذاکره بسیار مفیدتر از جنگ و درگیری برای توافق باشد. این توافق شکستی حتمی برای تندروها و طرف‌داران همیشگی تفکر نابودی دشمن بود. در داخل ایران، این توافق تنها برای عده‌ای شکست است که در این سال‌ها در پی جنگ‌افروزی، تندروی و دفاع از ایدئولوژی دشمن‌پندار کشورهای غربی بود. شکست برای آن‌هایی بود که قطع‌نامه‌ها را یک مشت کاغذ بی‌ارزش و باطله می‌پنداشتند. شکست برای آن‌هایی بود که سال‌هاست در اسارت توهم رهبری ملت‌های آزاده جهان بودند. هم‌چنین این توافق‌نامه شکستی برای عقاید تندرو در اسراییل و برخی کشورهای عربی نیز است که بارها خواستار حمله نظامی به ایران بودند. پس در نتیجه این توافق به معنی شکست تندروی و عقاید مربوط به آن بود.

نخستین پیروز مردم ایرانند که پس از تحمل سختی‌های بی‌شمار، پس از این توافق امیدوارند که تا حدودی بار این مشکلات چند ساله از روی دوش‌شان برداشته شود. یکی از نخستین خبرهایی که می‌تواند شروعی برای بهبود وضع اقتصادی باشد، خبر آزادسازی ۸ میلیون دلار از دارایی‌های ایران است که صبح روز یک‌شنبه توسط امریکا صورت گرفت. از طرفی، این که گفته شود این پیروزی به علت گزینش درست مردم در انتخابات ریاست جمهوری اخیر در ایران بوده است یا نه! به این آسانی نیست. برای درک این موضوع، کافی است که به چند پرسش بیاندیشیم. پرسش‌هایی که از زمان انتخابات سال ۹۲ وجود داشته و در رابطه با این است که نقش علی خامنه‌ای و مردم در انتخابات به چه اندازه‌ای بود؟ آیا علی خامنه‌ای خود تصمیم به تغییر موضع گرفته و یا فشار مردم باعث تغییر موضع وی شده است؟ با توجه به قدرت علی خامنه‌ای در سیاست‌های کلان نظام، روحانی به چه اندازه‌ای در رسیدن به این توافق نقش داشته است؟ اگر خامنه‌ای قدرت را در دست داشت، چرا در زمان احمدی‌نژاد حاضر به توافق نشد؟ همه این‌ها سئوالاتی می‌باشند که پاسخ چندان روشنی ندارند و پاسخ‌های متعددی به آن‌ها داده شده است که یکی از آن‌ها نظرات آقای بنی‌صدر بوده است که شنیدن آن خالی از لطف نیست.

نکته چهارم؛ این که این توافق‌نامه پایان کار و شروع خوش‌بختی‌ها قلمداد شود، بسیار ساده‌لوحانه است. حتی این توافق به معنی حل کامل چالش اتمی ایران نیز نیست؛ از طرفی این توافق‌نامه کوتاه‌مدت و شش ماهه است و از طرفی به علت بی‌اعتمادی طرفین به هم، هر لحظه امکان از بین رفتن این توافق وجود دارد. همان‌طور که پیش‌تر کره‌شمالی توافق خود با امریکا سر موضوع هسته‌ایش را لغو کرد، این احتمال در مورد توافق‌نامه ژنو نیز محتمل است.

پ.ن: از طرفی نباید به واسطه این توافق، وضع حقوق بشر در ایران فراموش شود. به خصوص این که در چند هفته اخیر آمار اعدامی‌ها بسیار رشد کرده و احتمال اعدام برخی به دلایل سیاسی نیز وجود دارد.

مطلبی که توصیه می‌شود در این رابطه، خوانده شود:

پرده بکارت زنان، مردسالاری و سنت‌ها

دگماتیسم و هم‌جنس‌خواهی

Read Full Post »